اهمیت نیایش را در این کتاب مقدس آسمانى (قرآن کریم) مى توان از سه نظر استفاده کرد:
۱- از آیاتى که خداى تعالى در آن بندگان مومن خود را ترغیب و تاکید فرموده که او را نیایش کنند. مانند این آیات «اجابت مى نمایم دعاى نیایشگر را هرگاه مرا بخواند در هر حال و هر جا که باشد (بقره ۱۸۶)، بخوانید پروردگار خود را با حالت زارى که نشانه نیاز است و در حال پنهانى که دلیل اخلاص (اعراف ۵۳ و ۵۴) بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را (مومن ۶۲)
۲- از آیات و قصه هاى برخى از پیامبران که هرگاه نیازى داشته اند و یا به شدائدى گرفتار شده اند تنها مشکل گشاى آنان نیایش بوده است حضرت آدم(ع) پس از ترک اولى در مقام اعتراف به تقصیر چنین استغاثه کرد اى پروردگار ما بر نفس هاى خود ستم کردیم اگر نیامرزى ما را بو بر ما رحم نیاورى هر آینه از زیانکاران باشیم (اعراف ۲۲) و حضرت نوح پس از صدها سال تحمل شداید نجات خود را از چنگال قوم بى انصاف به وسیله دعا به دست آورد و نوحا اذنادى من قبل فاستجبناله (انبیاء ۷۶)
۳- اهمیت نیایش را مى توان از آیاتى فهمید که خود به صورت دعا آمده است… پروردگارا عطا فرما ما را در این سراى توفیق بندگى و در آن سراى جزاى نیک و نگه دار ما را از عذاب دوزخ (بقره ۱۹۷) (۱)
و نیز در بحار الانوار جلد ۹۳ ص ۲۹۱ چنین آمده است که «بگو خداوند من، اگر دعاى شما نبود به شما اعتناء نمى کرد (۶) و همچنین امام رضا(ع) از پیامبر نقل مى کند که فرمودند «دعا سلاح مومن، ستون دین و روشنائى آسمانها و زمین است » (۳)
مرد شامى از امام على(ع) پرسید کدام سخن به نزد خداوند بهتر و برتر است؟ امام(ع) پاسخ داد ذکر بسیار، تضرع به خدا و دعا (۴)
حضرت امام خمینى(ره) پیرامون اهمیت دعا چنین فرموده اند که: «همه خیرات و برکات از همان دعا خوانهاست حتى آنها که به طور ضعیف دعا مى خوانند و ذکر الله مى گویند به همان اندازه که طوطى وار در آنها تاثیر کرده بهتر از آنهایى هستند که ترک دعا کرده اند. نماز خوان ولو اینکه مرتبه نازله اى داشته باشد از نماز نخوان بهتر است آرى همین دعا خوانها و همین کسانى که به ظواهر اسلام عمل مى کنند یا پرونده جنایت ندارند یا پرونده جنایتشان نسبت به دیگران کمتر است همین دعا خوان ها در نظم این عالم دخالت دارند دعا را نباید از بین این جمعیت بیرون برد جوانهاى ما را نباید از دعا منصرف کرد» (۵)
استاد مرتضى مطهرى(ره) نیز پیرامون اهمیت دعا از دیدگاه اولیاء الهى گویند «اولیاء خدا هیچ چیزى را به اندازه دعا خوش نداشتند همه خواهش ها و آرزوهاى دل خود را با محبوب واقعى در میان مى گذاشتند و بیش از آن اندازه که به مطلوب هاى خود اهمیت مى دادند بخود طلب و راز و نیاز اهمیت مى دادند، هیچ گونه احساس خستگى و ملامت نمى کردند.» (۶)
از دیدگاه اهل معرفت و عابدان حقیقى سر آمد تمامى زیبایى ها و خیرات همانا توجه و نجواى حقیقى با خداوند است آنان یاد و ذکر خداوند را جزو زیباترین و شریف ترین حالات در عالم هستى مى دانند. توجه و عشق به خداوند بزرگترین قدرت دهنده روح است و راز خستگى ناپذیرى و شکست ناپذیرى مردان بزرگ الهى نیز در همین نکته است که روح آنان در حالت بالائى از شیفتگى و امید و توکل و مناجات با خداوند قرار دارد آنها جسم خود را با یک تکه نان مشغول مى دارند و روح شان رهبر جسم شان شده است ولى هرگز روح شان را سرگرم دنیا پرستى ها و ظواهر دلفریب و گمراه کننده آن نمى کنند تا بتوانند به مقامات عالیه روحانى برسند و اندکى بیشتر لذت قرب و انس با خداوند را درک کنند.
دنیا بدون یاد و ذکر خدا کفرستانى بزرگ خواهد بود که زندگى در آن هر لحظه لحظه اش زندگى جهنمى است زیرا همان گونه که موجودات به اتکاء به لطف الهى موجود شده اند همینطور هم زندگى مطلوب انسانها بدون توجه جدى و عملى به خداوند هرگز بوجود نخواهد آمد. دلهاى انسانها نیز همچون درختان بهار و زمستانى دارد بهار آنها عشق هاى پاک و سازنده و امید به خداوند است و زمستان شان گناهان خود و غفلت از یاد خداوند و مبتلا شد به ظلم و جفا کارى هاى دیگران است.
جدى ترین و پاک ترین حالاتش را آدمى فقط در مناجات و دعا با خداوند پیدا مى کند زیرا انسان به یقین مى داند که نمى تواند چیزى را از او مخفى کند پس او همه افکار کوچک و بزرگش و زشت و زیبایش را به خوبى مى داند. و این بدین علت نیز مى باشد که آدمى خودش را در مقابل فهیم ترین و مهربان ترین موجودات احساس مى کند.
دکتر آلکسیس کارل نیز بیان بسیار زیبایى پیرامون اهمیت و لزوم دعا دارد. ایشان گویند «انسان هم چنانک به آب و اکسیژن نیازمند است بخدا نیز محتاج است احساسى عرفانى در ردیف قدرت مکاشفه، احساس اخلاقى احساس جمال و نور عقل به شخصیت بشرى شکفتگى و انبساط پر معنا و کاملى مى بخشند … روح نیمى اش عقل است و نیم دیگرش احساس ما باید هم زیبایى دانش را دوست بداریم و هم زیبایى خدا را» (۷)
«اجتماعاتى که احتیاج به نیایش را در خود کشته اند معمولا از فساد و زوال مصون نخواهند بود. این از آن جهت است که متمدنین بى ایمان نیز همچون مردم دیندار وظیفه دارند که به مسئله رشد همه فعالیت هاى باطنى و درونى خود که لازمه یک وجود انسانى است دلبستگى پیدا کنند» (۸)
این حقیقتى است بزرگ که عقل گرائى و علم مدارى محض هرگز منجر به تکامل و سعادت انسانها نخواهند شد. بلکه توجه و شیفتگى و فداکارى در راه خداوند است که زندگى و آخرت او را سر و سامان خواهد داد. زیرا که عقل جز احتیاط کارى هایش و توجیه و تفسیرهاى شخصى و منفعتى و بعضا غلط خود به چیز دیگرى توجه نمى کند ولى دل آگاه و بیدار همه چیزش را مخلصانه در راه خداوند و اوامر حکیمانه و بر حق او فدا مى کند و البته خداوند نیز دلى را که اینگونه باشد به مهر و خیر عظیم خودش واصل خواهد نمود.
اصلا چگونه ممکن است به خداوند و اوامر او توجه نکنیم در حالى که سراسر وجودمان آه نیازمندى اش به سوى آن خالق یکتا و مهربان همواره بلند است و نیز جز با عشق آگاهانه به خداوند و فراهم کردن توشه عبادات و طاعات و وفادارى در راهش با کدام جرئت و امید مى توان به طرف او حرکت کرد. اساسا هرگاه آدمى نسبت به وظایف و توجهات مهم زندگى خود چه مادى و چه معنوى غفلت ورزد به همان میزان از چیزهاى باارزش و مفید بسیارى محروم خواهد شد مثلا آن کسانى که به تربیت فرزندان خود توجهى نداشته باشند بدون شک از داشتن فرزندان خوب و با ادب محروم خواهند شد.
اگر اندکى بیشتر مطالعه و دقت کنیم ریشه همه نابسامانى ها و گرفتارى هاى زندگى فردى – اجتماعى خود را در ضعف توجه به معنویات الهى و ضعف در پرورش استعدادهاى مثبت روحى خود خواهیم یافت و البته براى بوجود آمدن این ضعف ها و نقائص نیز علل بسیارى مى توان ذکر نمود که شایسته است براى رفع آنها بطور جدى از طرف دانشمندان علوم انسانى و عالمان و مبلغین دینى و نیز مسئولین حکومتى در این امر تدبیرات سودمندى در نظر گرفته شود و گام هاى مثبتى بر داشته شود.


۱- آئین نیایش، ابراهیم غفارى، صفحات ۱۱ و ۱۴، آستان قدس رضوى: ۱۳۷۳.
۲-دعا پرواز روح و راه زندگى، محمد تقى مدرسى، مصطفى کمال نژاد، ص ۵۳، مؤسسه مطلع الفجر، ۱۳۷۱.
۳- همانجا ،ص ۳۷
۴-همانجا، ص ۵۰
۵-آئین نیایش، ابراهیم غفارى، صص ۲۳ و ۲۴
۶- بیست گفتار، مرتضى مطهرى(ره)، ص ۲۸۶.
۷-نیایش، آلکسیس کارل، محمد تقى شریعتى، ص ۶۷.
۸- همانجا، ص ۵۷