شناخت انسان بدون شناخت جنبه هاى مختلف روحى او ممکن نخواهد بود و یکى از مهمترین و پیچیده ترین حالات روحى انسان که هم در حوزه انسان شناسى و هم در حوزه حکمت و عرفان الهى بطور بسیار دقیق و گسترده اى مورد مطالعه و بررسى قرار مى گیرد وجود حالات عرفانى او و از آن جمله دعا و راز و نیازهاى او با خدایش است و همین حالت است که مى توان آن را نقطه اتصال وجود آدمى با متافیزیک (ماوراء الطبیعه) دانست. زیرا دعا جدى ترین و پاک ترین و قوى ترین نحوه برقرارى ارتباط انسان با خالق حکیم و مهربانش است.
فرق اساسى انسان نیز با موجودات دیگر در سه چیز است یکى تفکر متعالى و قدرتمند اوست و دیگرى اختیار و اراده او براى رسیدن به آرزوهاى گوناگونش و دیگرى عشقى همراه با معرفت به خداوند و یکى از تجلیات این عشق و شیفتگى دعا و مناجات و رازگوئى با خداوند است.
با ذکر این مطلب آشکار مى شود که دعا علاوه بر اینکه در معارف الهى خصوصا در عرفان اسلامى از اهمیت ویژه اى برخوردار است تا حدى که عرفاء آن را یکى از ابواب کشف و شهود حقایق براى اولیاء الهى دانسته اند همچنین در نزد طبقات دیگرى از انسانها هم داراى اهمیت مخصوصى است و لذا در این فرصت اندک و لزوم بحث از دعا ما به مهم ترین اصول و بنیادهاى آن اکتفاء نموده و مقاله را با ارائه مطالبى پیرامون تعریف دعا، عوامل و زمینه هاى توجه نمودن به دعا، اهمیت دعا، فواید دعا، و آداب دعا، به پایان مى رسانیم.

تعریف دعا
در فرهنگ اصطلاحات و تعریفات نفایس الفنون چنین آمده است که «دعا طلب کردن حاجت است از بارى تعالى به تضرع و اخلاص و گاه بود که غرض از دعا مجرد مدح و ثنا بود و بیشتر ادعیه خواص و اولیاء که از ما سوى الله اعراض نموده اند از این قبیل تواند بود و جمعى گفتند دعا آن است که مروى باشد از شارع به تصریح یا به تعریض و هر آنچه مروى نباشد آن را مناجاه خوانند و دعا هم به قول باشد و آن صریح بود چنانکه رب ارحم واعط و یا به تعریض چنانکه رب انى ضعیف و هم به فعل.» (۱)
دکتر آلکسیس کارل نیز بیان زیبایى در تعریف دعا دارد. وى مى گوید: نیایش اصولا کشش روح به سوى کانون غیر مادى جهان است. به طور معمول نیایش عبارت است از تضرع و ناله مضطربانه و طلب یارى و استعانت و گاهى یک حالت کشف و شهود روشن و آرام درونى و مستمر و دور تر از اقلیم همه محسوسات است. به عبارت دیگر مى توان گفت که نیایش پرواز روح به سوى خداست و یا حالت پرستش عاشقانه اى نسبت به آن مبدئى است که معجزه حیات از او سر زده است و بالاخره نیایش نمودار کوشش انسان است براى ارتباط با آن وجود نامرئى آفریدگار همه هستى عقل کل، قدرت مطلق، خیر مطلق » (۲)
دعا توجه و سخن آگاهانه وجدى فطرت پاک انسانى با خالق دانا و مهربانش در تمامى حالات و بخصوص در تنهاترین و غریبانه ترین حالاتش است که از سر آگاهى به جنبه هاى گوناگون نیازهاى خود و یا اعتراف به پلیدى گناهان خود و اظهار توبه به درگاه او بوجود مى آید و مى تواند شامل اظهار نیازها و یا مدح و ثناى او بوده باشد و این حالتى عرفانى است که به صورت مناجات و ذکر قلبى و یا زبانى در افراد آشکار مى شود.

عوامل توجه به دعا
در نظر اهل معرفت و عارفان حقیقى وجود خداوند به قدرى مقدس و محترم و داراى محبوبیت است که او را با هیچ چیز نمى توان برابر دانست زیرا تمامى خیرات و زیبائى ها و نیز تمامى آنچه را که آرزوهاى متعالى انسان و هر موجود دیگرى را بوجود مى آورد و محقق مى سازد از خداوند است. خداوند هم خلق کردنش حکیمانه و بى مانند است و هم محبتش بیکران و وصف ناپذیر و روح نواز و هم تنبیه و ادب کردنش عین عدالت و محبت است. با این وصف تمامى موجودات که ساخته ست حکمت و محبت خداوند هستند تا زمانى که موجود هستند و نیز تا زمانى که از خود و فطرت حقیقى شان غافل نشده اند همواره رو به سوى آن کمال مطلق و زیبایى مطلق و خیر مطلق دارند و به سوى او نیز در حرکت خواهند بود. منتها در مسیر زندگى علل و شرایطى مانع توجه و ارادت قلبى آنها به خالق شان مى شود که با رفع این موانع دوباره آن توجه و ارادت حقیقى موجود شده و ادامه مى یابد.
استاد آیت الله جوادى آملى پیرامون این مسئله گفته اند که: «چیزى در جهان نیست که به یاد حق و خداى سبحان نباشد این انسان مى باشد که گاهى غافل است و گاهى غیر غافل » (۳)
استاد مرتضى مطهرى پیرامون علل توجه به خداوند گفته اند: «انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند یکى وقتى که اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختى و اضطرار گردد و یکى وقتى که روح خودش اوج بگیرد و خود خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند در حال اضطرار و انقطاع اسباب انسان خود به خود بطرف خدا مى رود احتیاج به دعوت ندارد و البته این کمالى براى نفس انسان نیست کمال نفس در این است که خودش خود را منقطع سازد و اوج بگیرد.» (۴)
آن زمان که آدمى به بلاها و سختى هاى بزرگ مبتلا مى شود و یا در زمانى که مسئله مرگ کسى و یا کارگشائى و معجزه بزرگى در زندگى اش مطرح مى شود. همان موقع است که اصل مهم خداجویى بوجود آمده و کم کم رشد مى کند.
همچنین آدمى اگر مراحل وجود یافتن و سیر تحولات زندگى خود را از آغاز تا زمان حاضر به دقت و با دیده بینا و منصف مورد مطالعه و بررسى قرار دهد به طور طبیعى توجه اش به خداوند و الطاف کریمانه او معطوف خواهد شد و این خود مى تواند عامل بسیار قوى براى دعا و مناجات و ذکر الهى باشد.
عامل مهم دیگر این است که روح انسان وقتى از این عالم دنیا و حوادث آن خسته و دلتنگ شده باشد اگر ذره اى در دلش نور معرفت و ایمان الهى باشد خدایش را با زبان فقر و نیازمندى و شکر مى خواند.


۱- فرهنگ اصطلاحات و تعریفات نفایس الفنون، بهروز ثروتیان، ص ۱۲۸، انتشارات مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، ۱۳۵۲.
۲- نیایش، آلکسیس کارل، محمد تقى شریعتى، ص ۴۱، شرکت سهامى انتشار، ۱۳۵۵
۳- اسرار عبادات، عبد الله جوادى آملى، ص ۸۹، انتشارات الزهراء، ۱۳۷۴.
۴- بیست گفتار، مرتضى مطهرى، ص ۲۸۹، انتشارات صدرا، ۱۳۵۸.