هدایت دو نوع است:
یکی ایصال به یقین است.مثل اینکه به کسی راهی را نشان بدهیم و او را از شک و تردید بیرون بیاوریم.
نوع دومش ایصال به مطلوب است و آن همراهی شخص برای رساندن او به مقصد است.
هدایت از اسماء الحسنی است و خدا با نام هادی خوانده می شود و از صفات فاعلی است. نوع بشر نیازمند به ارشاد و هدایت است و این بر میگردد به ساختار وجودی انسان.
بعد غریزی و بعد فطری.
انسان در یک تعریف حیوانی است از همه همنوعان خودش عاجزتر.چون قوای غریزی در قیاس سطح حیوانی در آغاز حیات دنیوی تامین کننده احتیاجات او نیست.برخلاف بسیاری از حیوانات در در همانر وزهای آغازین می توانند رفع حوائج ضروری کنند انسان در بعد تکوینی هم موجودی نیازمند و محتاج است برای سالیان متمادی.
در بعد فطری هم اگرچه صفات انسانی در وی به امانت گذاشته شده اما پرورش یافته نیست و نیازمند به یک مربی و برنامه تربیتی دارد تا رشد صحیح و متوازنی داشته باشد.
با این توصیف هدایت هم دو نوع است:
الف:هدایت تکوینى که در تمام موجودات جهان وجود دارد (منظور از هدایت تکوینى رهبرى موجودات به وسیله پروردگار زیر پوشش نظام آفرینش و قانونمندیهاى حساب شده جهان هستى است). قرآن مجید در این زمینه از زبان موسى (ع) مى گوید: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» : پروردگار ما همان کسى است که همه چیز را آفرید و سپس آن را هدایت کرد(طه- ۵۰). 
ب: هدایت تشریعى” که به وسیله پیامبران و کتابهاى آسمانى انجام مى گیرد و انسانها با تعلیم و تربیت آنان در مسیر تکامل پیش مى روند.«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا»: ترجمه:آنها را راهنمایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت مى کنند” (انبیاء- ۷۳). 
البته نوع سومی از هدایت هم از قرآن استخراج می شود و آن هدایت اشیا ء است:
«ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی» (طه/۵۰) (با ” ثم ” ذکر کرده است) در ساختمان هر چیزی آنچه که برای آن چیز لازم است قرار دادیم و سپس او را هدایت کردیم.
این عبارت کل شی دالّ بر همین نوع هدایت است.
پس نوع بشر در هر دو بعدش نیازمند به تربیت و توجه هست.
«الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی» (اعلی/۲و۳)
این آیه موید نیاز ذاتی و فطری انسان به هدایت است.
لذا وقتی صحبت از هدایت و هدایت پذیری می شود نمی توان محدود و منحصر به اسلام و قران کرد چرا در ادوار قبل هم این نیاز احساس میشده و بدان توجه نیز گردیده و رسالت انبیاء هم در طول تاریخ همین مورد مهم بوده است.
اما گفتار ما در خصوص هدایت در قران هست و با توجه به آنچه در خود قرآن آمده و آنرا اتمام رسالت و حجت برای ابناء بشر عنوان میکند((الیوم اکملت لکم دینکم)) و اسلام را راه هدایت (( انا هدیناه السبیل)) معرفی میکند همه طرق هدایت را در قرآن خلاصه میکنیم:
ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین
چون مکمل و متمم همه راهها قرآن است.
ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا(اسراء ۹) 
همانا این قرآن خلق را به راست ترین و استوار ترین طریقه هدایت می کند و اهل ایمان را که عمل صالح انجام داده و نیکوکار شدند باجر و ثواب عظیم بشارت می دهد.
یعنی آنکه هدایتی که از نوع قرآنی و با استناد به آیات قرآن نباشد ناقص است . از هدایت کامل فاصله گرفته و به ضلالت و گمراهی نزدیک می شود.
از آنجا که اسلام و قرآن منبع دریافت پیام هدایت است در این گفتار به آن استناد می کنیم چنانکه هیچ بنی بشری را چه اقرار به نیازش برای هدایت الهی داشته باشد یا خیر ، تغییری در اصل این نیازمندی نخواهد داشت.
خداوند نفس هدایت را مختص به خودش میداند و در کاملترین عبارت اینرا برای انسان بیان میکند:
الیس الله بکاف عبده
نه فقط در امر هدایت بلکه در جمیع جهات و ابعاد حیات تنها خداوندبرای بنده اش کافی است.
و در این امر تنها صاحب ارده و حق اوست:
یهدی من یشاء و یضل من یشاء
و
یهدی الله لنوره من یشاء 
و
اَفَمَنْ یَهْدِی اِلَی الَحقِّ اَحَقُّ ان یُتَّبَعَ اَمَّن لا یَهِدَّی اِلّا اَنْ یُهدیْ
و
إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ
نکته مهم در این سری از آیات که دو نمونه اش ذکر شد حق هدایت است جز ذات مقدس حق تعالی کسی نه کسی محق بر هدایت یا هادی بودن است.حتی رسالت انبیاء و اولیاء که بالعرض هست یعنی دریافتی از جانب خداوند و سپس ابلاغ هم لازمه ا ش خواست و اراده خداست.
این گروه راهنما شامل کسانی می شود که ضمن برخورداری از معنویت مورد غضب خدا باوسطه گناهانشان واقع نشده باشند.
کامل ترین این راهنمایان رسول الله است.
أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ
منتهی در ین دو نوع هدایتی که عرض شد هدایت نوع اول یعنی ایصال به مطلوب مختص خداست.چنانکه ذکر شد:
لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ
و دعوت و راهنمایی پیامبران برای ایصال به یقین است و اینکه شخص بپذیرد یا خیر .

یارب