اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۲ مطلب در دی ۱۴۰۰ ثبت شده است

منشا دین

اینکه منشا دین چیست مورد بحث و مجادله فراوانی بوده و همچنان نیز هست.بررسی نگاه دینداران و دین مداران(بطور مشخص ادیان شاخه ابراهیمی) ساده است.این طایفه معتقدند دین برنامه ایست که خداوند برای هدایت و راهنمایی انسان از طریق انسان های برگزیده خودش فرستاده است.این برنامه در واقع همان فلسفه چگونه زیستن است که عمل به آن باعث میشود سعادت دنیوی و اخروی انسان تامین شود.

با این توضیحات منشاء دین از نگاه دینداران و دین مداران بیرون از جهان طبیعت است.جایی که تمام هستی و شئونات مربوط به آن در آنجا شکل گرفته و تدبیر میشود.
اما نظرات دیگری هم وجود دارد که با دیدگاه دین باوران متفاوت است.بطور خلاصه به چند مورد که نمود بیشتری دارد اشاره میکنم:
1-جهل انسان اولیه در فهم و درک و تفسیر عوامل طبیعی
2-ترس انسان اولیه از نیروهای طبیعت و گرایش و میل به پناه بردن به نیروی قوی تر
3-استفاده ابزاری از پیامی فرازمینی برای توجیه استثمار افراد توسط قدرت طلبان
به عبارتی ،بشر خودش خدا را آفریده تا بتواند با نسبت دادن برخی فرامین و دستورات توجیهی برای تایید و آرامش خود یا سوءاستفاده از نیروی دیگران در تامین خواسته های خودش بعنوان امری فرازمینی باشد.
اعتقاد یا عدم اعتقاد به خداوند در شکل گیری برخی مناسبات فردی و اجتماعی و همچنین صدور قوانین تاثیر مستقیم و بسزایی دارد.
چنانکه گفتیم فلسفه زیستن (چگونه زیستن) در درون این اعتقادات بیرون می آید که موضوعات و گزینه های مشترک بسیاری هم بین آنان برقرار است.
لازم است در نظر داشته باشیم که زندگی انسان در قرون قبل از پیچیدگی های امروزی برخوردار نبود تا لازم باشد ظرافتهای جزء به جزء مناسبتها و قوانین با گستردگی بیشتری تببین،تفسیر و روشن شود اما گزاره های یکسان همواره در میان جامعه بشری به رغم اختلاف زمانی و حتی تفاوت اعتقادی،سنتهای اجتماعی فرهنگی وجود داشته است.
آیا این گزاره های مشترک میتواند وحدت بخش دو فلسفه زیستی دینی با غیر دینی باشد؟
بله
موضوع محوری هر دو فلسفه موجودی به نام انسان و تعاملات فی مابین  و همچنین تعامل انسان و جامعه انسانی با جهان اطراف خودش است.

۲۸ دی ۰۰ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت در منشاء فلسفه زیستن

آیا تفاوت در منشاء فلسفه زیستن تاثیری در کیفیت و نتیجه چگونه زیستن دارد یا خیر؟
پاسخ شخصی من اینست:
خیر

آیا من مجاز هستم اینقدر صریح و روشن به این سئوال چنین پاسخی بدهم؟
بله
چون این خود من هستیم که انتخاب میکنم چگونه و با چه کیفیتی و اساساً چرا زندگی کنم.
البته معتقدین متعصب به فلسفه زیست دینی احتمالا با یکسان دانستن کیفیت و نتیجه این دو فلسفه دچار دلخوری و حتی واکنش بشوند ( و میشوند)و قطعاً مباحث مربوط به هدف از خلقت و آفرینش جهان و انسان را توسط خداوند مطرح میکنند و نتیجه حرفشان این خواهد بود که انسان باید با عمل به تعالیم الهی (دینی) خودش را آماده حیات اخروی کند و اگرعملی نیت الهی نداشته باشد و کسب رضایت الهی و اخلاص در آن نباشد آن عمل فاقد ارزش و پاداش بوده و در تامین زندگی اخروی انسان تاثیری ندارد.
اما مساله اینست که چه فلسفه زیست دینی و چه غیر دینی برای تنظیم یک رابطه درست و متوازن در زندگی فردی و اجتماعی این دنیاست.فلسفه ای که بتواند به تحقق آرمان ها و ارزشها و فضیلتهای انسانی کمک کند.از او موجودی خوب در تحصیل منزلت انسانی بسازد.

با این وصف چرا ماباید تصور کنیم که خداوند از این فعالیت و اقدام انسان ناخشنود بشود؟
یا برای این فعالیت و اقدام انسان پاداشی در نظر نگیرد؟
صرفاً برای اینکه انسان با تکیه بر عقل و شعور خود به چنین اعتقادی رسیده و روی این فلسفه خود منبع و منشا و یا توصیف آسمانی و الهی نگذاشته است؟

بعید میدانم خداوند اینقدر خسیس باشد که از اختصاص پاداش به چنین عملکرد مثبت و با ارزشی خودداری کند.
با خدایی که میشناسم ( که بخشی از این شناخت و معرفت محصول همان دین است)نه تنها این بخل ورزی را در حق انسان انجام نمیدهد بلکه بخاطر این سعی و تلاش و درایتی که انسان انجام داده است تا فرد و اجتماع سالم تری بسازد تا دنیای بهتری برای زیستن بوجود بیاورد بدون تردید پاداش فراوانی به او میبخشد.
من نمیخواهم با گفتن یکسان بودن نتایج دنیوی این دو فلسفه زیستی به حساسیتهای مربوطه دامن بزنم اما نمیتوانم قبول کنم آنچه متعصبین دینی در این مورد خواهند گفت دقیقا همان نظر خداست.

۰۷ دی ۰۰ ، ۱۸:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰