اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۳ مطلب در مهر ۱۴۰۰ ثبت شده است

ما از کجا آمده ایم؟

سئوال سختی است.هنوز اختلافات و حتی درگیری روی پاسخ به این سئوال زیاد هست.

در نگاه ادیان توحیدی(شاخه ابراهیمی) انسان توسط خدا آفریده شده است.
خداوند بعد از آفرینش جهان به این فکر افتاد که جانشینی در زمین قرار بدهد.در این دیدگاه انسان از خاک خلق شده است.عُمر این دیدگاه حدود 6هزار سال است.
دیدگاه دوم مربوط به علم است،"فرگشت".
فرگشت یعنی تغییر خصوصیات وراثتی جانداران.در این تعریف همه موجودات زنده روی کره زمین از یک ریشه(حدّمشترک) تولید و تکثیر شده اند که محصول فعل و انفعالات طبیعی است.این دیدگاه همان "فرضیه تکامل" نام دارد که به شرح تغییر و تحول جانداران می پردازد.عمر این فرضیه حدوداً 200 سال است.
از نگاه دانشمندانی که به فرضیه تکامل یا فرگشت اعتقاد دارند انسان از نسل نوعی میمون است.
خب...
بعد از بیان این تاریخ ساده (اگر عمری باقی باشد به نظریات مرتبط دیگر هم می پردازیم) لازم است انتخاب کنیم که ما جزو کدام منشاء هستیم؟
البته من در بسیاری مسایل ترجیح میدهم نگاه و نظر علم را بدانم و انتخاب کنم چون یقینی تر و محسوس و ملموس هست و اطمینان خاطر بیشتری ایجاد میکند اما در این مورد خاص بی میل نیستم همان منشاء خاص (خلقت الهی)را انتخاب کنم!
اما یک شکاف بزرگی در این میان موجود است:
شکاف زمان
همانطور که گفته شد عمر نظریه خلقت انسان و سابقه حضور آن روی زمین در میان ادیان توحیدی(شاخه ابراهیمی) 6هزار سال است.در نظریه دینی هیچ سند موثقی برای اثبات این ادعا ارائه نمیشود اما در فرضیه تکامل که حدود 200 سال عمر دارد وجود شواهدی است که نشان میدهد حیات گونه انسانی روی زمین، تاریخی حدود 20میلیون سال دارد...
لازم است بدانیم نظریه تکامل هنوز یک "فرضیه" است ولی علاقمندان زیادی دارد.
در هر حال انتخاب با شماست !

۲۷ مهر ۰۰ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

در جستجوی چگونه زیستن

گاهی وقتها فکر میکنم کمتر دانستن باعث میشود خیلی بیشتر به آدم خوش بگذرد.
اگرچه معتقدم هرچه آدم کمتر و مسایل اساسی تر را بداند و بیشتر عمل کند(عملگرا) باشد بهره بیشتری از زندگی میبرد و امکان و احتمال موفقیت او بیشتر هم میشود.
برای همین است که این پرسش را بارها برای خودم مطرح کرده ام که آیا همه آدمها در جستجوی دلیل "زیستن" و در جستجوی "چگونه زیستن" هستند یا نه؟
آنچه امروزه بعنوان آثار مکتوب از گذشته دور به ما رسیده گواهی میدهد که در تاریخ حیات انسان روی این کره خاکی چنین دغدغه ای وجود داشته است،با اهداف و برنامه های مختلف.از فلسفه لذت گرایی تا زهدگرایی و مکتبهای فکری متعدد که سعی در ارایه تعریفی از هدف زندگی و چگونگی دستیابی به آنها را سرلوحه فعالیت خویش قرار داده اند.
این بستگی به سبک و سیاق فکری و همچنین سلایق ما دارد که در جستجوی چه هدفی و در ادامه به سمت و سوی چه مکتب یا فلسفه ای کشیده بشویم که نقض و حضور آن در زندگی ما پررنگ تر باشد.
بطور کلی ما با دو مساله در این خصوص مواجه هستیم:
1-گرایشات دینی که به اعتقاد رهبران و پیروانشان ریشه در "تعالیم آسمانی و معنوی و مقدس" دارند.
2-گرایشات فلسفی که مبنای آن "تعقل و تفکر"و محصول "خردورزی" انسان است.

البته حتما میتوانیم در جوامع بشری به باورهایی برسیم که اموری بینابین این دو مورد باشند یا به لحاظ موضوعی و محتوایی بتوان پیوندی با یکی از دو مورد ذکر شده برقرار کرد.
آنچه اهمیت دارد و قابل توجه میباشد نفس تلاش بشر در طول این تاریخ روایت شده با آثار به جا مانده در فهم حقیقت هستی و نقش خودش در جهان و پرداختن به موضوع "چگونه زیستن" است.

۱۳ مهر ۰۰ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معرفی مریدنور

"مریدنور" عنوانی آزاد و عمومی است برای هر کسی که پوینده راه و در طریقت دانایی و آگاهی است.
نه یک مکتب است و نه یک فرقه و نه حتی لقب و عنوان سلوکی!

پیشنهاد میکنم قبل از پرداختن به محتوای وبلاگ بخش درباره مریدنور را بخوانید.

۰۱ مهر ۰۰ ، ۱۹:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰