اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۲ مطلب در آذر ۱۴۰۰ ثبت شده است

ارزش های مشترک

در فلسفه زیست دینی و غیر دینی به سرفصلها و نکات مشترکی میرسیم و این نکته ی جالب ماجراست.

یعنی انسانی که فلسفه زیست الهی دارد و انسانی که فلسفه زیست مبتنی بر تلاش عقلانی را برگزیده است در موضوع و محتوای فلسفه زیستن، دارای مشترکات متعددی هستند.
صداقت،عدالت،نوعدوستی،ایثار در هردوی آنها جزو ارزشهاست.
دروغگویی،خیانت،دزدی،تجاوز،ظلم از صفات ناپسند محسوب میشوند.
البته موارد فوق بعنوان نمونه ذکر شد وگرنه میتوان با پرداختن به جزئیات به نمونه های بیشتری رسید.
جالب تر اینکه در این کنکاش و جستجو ما میتوانیم به این واقعیت برسیم که پرداختن به همین موضوعات و مسایل میتواند به ارتقای کیفیت زندگی فردی و اجتماعی ما کمک کند بدون آنکه بخواهیم چیز جدیدی به آنها اضافه کنیم و تنها کافی است یک پردازش و شرحی بر نحوه اجرایی کردن آنها صورت بگیرد.
پس تفاوت این دو فلسفه در چیست؟
در منشاء و آغاز این دو فلسفه !
آیا این تفاوت در منشاء تاثیری در کیفیت و نتیجه کار دارد؟

۳۰ آذر ۰۰ ، ۲۲:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فلسفه زیست غیر دینی

به سختی میتوان گفت کسی دینی ندارد.به اعتبار معنی دین یعنی "روش" همه و همه آدمها "دین" دارند چون بالاخره به یک آئین و روشی عمل میکنند.مگر اینکه دین را بصورت انحصاری یک پیام از آسمان یا فراسوی زمین بدانیم.

چنانکه گفتیم در تاریخ جامعه بشری دغدغه "چگونه زیستن" مطرح بوده و آثار مکتوبی که امروز در دسترس ماست گواه خوبی بر این مدعاست.
بخش عمده ای از این آثار بیانگر تلاش عقلانی و نگرش خردمندانه انسان به زندگی و کیفیت زندگی است.
اینکه میگوییم تلاش عقلانی در واقع اشاره به این واقعیت است که این افراد سعی کرده اند خارج از نگاه انحصاری دینی به قضیه حیات بشری و چگونه زیستن بپردازند.
یعنی چه نگاه انحصاری دین؟مگر دین نگاه انحصاری دارد؟
چنانکه گفته شد رهبران و پیروان دینی تعالیم خود را از طرف خدا و به عبارتی از فراسوی زمین میدانند و جای هیچگونه چون و چرایی برای این باور باقی نمیگذارند.
اما در نگاه این دسته از انسانها که با موضوع عقلانی به قضیه چگونه زیستن توجه دارند چندان مساله آسمانی بودن و الهی بودن و حتی برای کسب سرنوشت در جهان بعدی و همچنین تحصیل رضایت الهی و برخورداری از ثواب اهمیت نداشته و ندارد.
این دسته از افراد که نام فیلسوف و حکیم را میتوان بر آنها نهاد فارغ از اینکه انسان از کجا آمده است و به کجا میرود با درک نیازها و ضرورتهای یک زندگی فردی و اجتماعی خوب،شایسته و مناسب در شان و منزلت انسان، سعی کرده و میکنند راهکارهایی را برای هرچه بهتر و غنی تر کردن دوران محدود حیات و زندگی در همین زمین داشته باشند.
آنچه برای این افراد مهم بنظر میرسد "کیفیت" زندگی انسان است.بر اساس این نیاز،آنان به بررسی مشخصات و ضروریات یک زندگی خوب پرداخته یا میپردازند.بر اساس آنچه که هرکدام "مهم "تشخیص داده یا میدهند به ارایه نکاتی برای دستیابی به این امور مهم و ضروری اقدام میکنند که "فلسفه زیستن" در این جهان را روشن و تعریف میکند.
خروجی این فلسفه، زاویه دید و چشم اندازی است که طراح یا طراحان این فلسفه از آن منظر به جهان و زندگی کردن در این جهان نگریسته اند.تفاوتهای فلسفه زندگی بر میگردد به همین زوایه نگرش فیلسوفان به چگونه زیست.

۱۶ آذر ۰۰ ، ۲۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰