اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۳ مطلب در فروردين ۱۴۰۱ ثبت شده است

لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

با توجه به اعلام قبلی که در مطالبم ( به شرط حیات) از متون ومنابع قرآنی استفاده بیشتری خواهم کرد برای شروع در همین پست از آن بهره خواهم گرفت.
یکی از توصیفات بی نظیری که در قرآن در مورد خداوند (الله) شده است عبارت زیر میباشد:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء
هیچ چیزی مثل او نیست یا او مثل هیچ چیزی نیست.
آشنایی نسبی با "یهوه" یا "الوهیم" در کتاب تورات، و "پدر" در انجیل دارم اما آنچه در این عبارت(آیه) در مورد خداوند توصیف شده است به حقیقت میتواند مکمّل و متمّم دو نوشتار قبلی در مورد خدا باشد.
در کتاب قرآن ما با اسامی متعددی برای خداوند مواجه میشویم که به نام "اسماءالحسنی" مشهور هستند.
این اسامی ما را با صفات و ویژگی های الهی آشنا میکنند.صرفنظر از اینکه این اسماء و صفات گاه جنبه ی خصلت بشری به خودش میگیرد اما بازگشت به آن عبارت بالا(لَیسَ کَمِثلهِ شَیء)موضوع را به تمام معنا حلّ میکند.
قرآن به ما می گوید که آن خدایی که برای او اسماءالحسنی /نامهای نیک است و با آن اسامی خدا را بخوانید و اینها برای شناخت شما از او میتواند کافی باشد اما در تاکیدهای مکرر و موکد اشاره دارد که او فراتر از هر وصف و توصیفی هست (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ) و هیچ چیز شبیه او نیست یا او شبیه هیچ چیزی نیست.
به عبارتی می خواهد بگوید همه آنچه در قرآن آمده است برای ارایه و معرفی یک نشانه هایی از وجود یک حقیقت است.حقیقتی عظیم و بزرگ و مافوق تصوّر که شرح و بیان چند مورد از ویژگیهایی او در قالب عبارات کلامی و زبان قراردادی انسانی نمیتواند معرّف تمام نمای او برای عقول بشری باشد.
فراتر از عقل و وهم و خیال و هرچه که بتوان تصوّرش کرد ...
همه چیز در همان یک جمله کوتاه خلاصه و جای گرفته است:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

۳۰ فروردين ۰۱ ، ۱۸:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

او هست و تمام

آیا همه چیز به همین سادگی است؟ "او" هست و تمام؟
این بخشی از سرشت انسانی ماست که قضایا را به همان سادگی که هستند قبول نکنیم و تمام جذابیت قضیه نیز همین نکته است.
از چه نظر؟
اگر قرار بود همه چیز به همان سادگی که هست مورد پذیرش قرار بگیرد دیگر جایی برای این همه حرف و حدیث در حوزه علوم انسانی نبود !
"خدا" نیز از آن دست موضوعات است که انسان دلش میخواهد تا میتواند جولان بدهد و انتزاعات فکری خودش را در سطوح مختلف احساس و ادراک به ظهور برساند و آخرش هم هیچ ...
چرا می گویم "او" هست و تمام؟
باور کردن چیزی که میخواهم بگویم آسان نیست ولی قطعاً " بی خدایان و خداناباوران" کار را برای خودشان خیلی راحت کرده اند.آنها می گویند :
خدا نیست یا به خدا باور نداریم
حقیقتا زیباست... !
آنها وجود خدا را برای انکارش بعنوان "پیش فرض" قبول کرده اند.دوباره دقت کنید:
خدا نیست یا وجود ندارد
"پیش فرض" وجود یا قبول وجود یک خدایی که آنها انکارش میکنند در متن استدلال وجود دارد.
آنها کار را برای خودشان راحت کردند و دغدغه پرداختن به خدایی که به زعم و سعی آنها قابل شناخت و حتی تصوّر نیست از روی شانه اشان برداشته اند و همه چیز را خلاصه کرده اند روی دستاوردهای "علم".من به آنان تبریک میگویم که خط سیر فکری و جهتشان را با بریدن از شناخت به خدا مشخص کرده اند...دمشان هم گرم !
اما چرا "او" هست و تمام؟
اجازه بدهید اول این نکته را متذکر بشوم که همه استدلالها و برهان های فلسفی و کلامی در اثبات خداوند مردود است( اللّهمُ ارحَمنی عَبدکَ الضّعیف!).فلاسفه و متکلمین از قدیم تا امروز خیلی زحمت کشیده اند در این راستا ، با احترام به شخص و شخصیت والایشان اما استثنائاً در این مورد جسارتاً عرض میکنم خیلی خیلی دچار اشتباه شده اند...عرفان و طریقت شهود هم بدتر (یا رَفیق مَن لارَفیق لَه!)
شمایی که این متن را در کامپیوتر و مانیتور و یا همان گوشی در دستتان می خوانید...این چیزی که دارید حسش میکنید یا امواجی که از یک فرستنده و توسط یک گیرنده ،فرصت مطالعه این مطلب را برای شما فراهم کرده است قطعاً شما را به فکر فرو میبرد که چطوری این بستر فراهم شده است؟چگونه ساخته شده است؟توسط چه کسی؟
حتی سیر تکاملی آن هم میتواند اندیشه شمارا بشدّت به خودش مشغول کند.
اصلا و ابداً فکر هم نمیکنید که همه اینها(کامپیوتر،مانیتور،کیبورد،ماوس،تلفن،موبایل و...نتیجه یک اتفاق طبیعی بعد از انفجاری عظیم باشد که در نتیجه تکامل و فرگشت با جهش های اتفاقی و نامنظم باشد!
راه دورتری نرویم و عظمت این جهان و قوانین حاکم بر آن و خلقت را با همین رویکرد ساده بررسی کنیم.
"او" هست.اسمش را هرچه میخواهید بگذاریم.حتی میتوانیم او را در چیزی مشاهده و نمایان کنیم.حتی او را متنوّع و متکثّر بدانیم.
هیچ اشکالی و ایرادی ندارد.فعلاً در جستجوی اِشکال یابی و نقد این نوع نگاه نباشیم.
مساله یک چیز دیگر است:
"او" هست
و ما انسانها به مقدار درک و شناختی که خودمان از آن ناشناخته و نادیده و غیرقابل دسترس و حتی غیرقابلِ ادراک داریم او را معرفی میکنیم و تردیدی نیست در این مورد دچار خطای توصیفی در معرفت به آن شده باشیم ولی :
"او" هست !

۱۶ فروردين ۰۱ ، ۱۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خدا،ادراک انسان گونه

خدا ، اسم یا عنوانی است که در اغلب مکاتب معنوی و همچنین ادیان توحیدی از آن یاد میشود.
اهمیت وجودی این اسم یا عنوان در مکاتب مذکور از آن جهت است که همه نیّات و گفتار و کردار انسانی باید برای کسب رضایت او و در مسیر تسلیم و اخلاص باشد.
در موضوع "فلسفه زیست دینی" به این قضیه اشاراتی شد و در بحث ادیان توحیدی و بویژه ابراهیمی هم این قضیه بسیار پررنگ است.
سئوال "خدا کیست یا خدا چیست؟" هنوز هم اذهان بشری را به خود مشغول داشته زیرا جز در قالب تعبّد و ایمان شاید نتوان پاسخی یقینی و قانع کننده به این سئوال داد.
البته هر کدام از مکاتب معنوی و ادیان سعی کرده اند توضیحی بعنوان دلیل برای اثبات خدا ارائه دهند که غالباً فقط برای پیروان آنان قابل پذیرش بوده و البته در میان آنها هم باورها متنوع است.
اما نکته مشترک غالب این مکاتب و یا ادیان ابراهیمی در معرفی خدا ، تصویری "انسان گونه و انسان واره " از اوست.
خدایی که می بیند ، میشنود،می گوید،خشم میگیرد،رضایت میدهد،میبخشد،خشنود میشود و .. موارد متعددی دیگر.
البته این عجیب نیست چون همه این شناخت و توضیح که اصطلاحاً "معرفت" نامیده میشود از "ذهن انسان"،انسان "متفکر" خارج میشود و بناچار از همین دریچه عبور میکند و سیمایی با صفاتی همچون خودش (انسان) را در وجود خدا تصور میکند.یک نوع افراطی از شناخت به خدا هم وجود که محصول "عشق" است.
اما اینها کمکی به فهم و حل موضوع نمیکند.این برداشت شخصی من نیست بلکه با اندک جستجو و کنکاشی در منابع همان شناخت دهندگان شاهد هستیم اقرار و به نوعی اعتراف میکنند که "او فراتر از ادراک ماست و اندیشه ما به او راه ندارد" و این سخن درستی است.
حقیقتا عقول بشری نمیتوانند چنین چیزی را درک کنند.عشق هم هیچ کمکی نمیکند هیچ بلکه اوضاع را بدتر میکند !
انسان از چیزی صحبت میکند که هیچ تصوری از او ندارد نه در شکل و شمایل،نه در صوت و لحن و نه احساسی مثل اثر نسیم صبحگاهی روی پوست صورت یا بدنش !
اما بسیاری به این باور و یقین ایمان رسیده ند که "او" هست.
من هم میگویم که "او" هست.
اساساً چه ما قبول کنیم یا نکنیم "او" هست ! و باز هم اساساً همه این راهها برای اثبات وجود و حضور او چه با "عقل" چه با "عشق" فقط و فقط یک "شرح تمنّای آرامش بخش" است نه بیانگر ماهیّت وجود و حضور او به همان دلیل که در بالا عرض کردم.
او هست و تمام !
هر کسی هم به خدا میپردازد از منظر شخصی خودش با وام گرفتن از برخی پیش دریافتها و ابزارهای حسّی و ادراکی خودش به شناخت و شرح و بیان این شناخت میپردازد که ابداً و اصلاً هیچ ربطی به حقیقت و واقعیت خدا ندارد...
باز هم تکرار میکنم :

"او" هست و تمام !
چه بخواهیم چه نخواهیم ...

۰۹ فروردين ۰۱ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰