اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۹ مطلب با موضوع «عمومی» ثبت شده است

مفاهیم آسمانی در زندگی زمینی

چه رابطه و پیوندی بین ادعای انسانهای مدعی رسالت و ماموریت الهی و خوب زیستن وجود دارد؟
پاسخ بسیار ساده است:
بخش عمده آنچه ما تحت عنوان محتوای معنوی میدانیم و میشناسیم مربوط به کلام و پیام ارائه شده از سوی همین افراد یا استخراج و استنباط از سخن ایشان است.
اگر مایلید از شدت نفوذ فلسفه معنوی این داعیان رسالت آسمانی در زندگی روزمره خودتان بدانید فقط به یک مورد اشاره میکنم:
هفت روز هفته
در آئین یهود (کتاب تورات) گفته شده :خدا شش روز به خلقت جهان مشغول بود و در روز هفتم به استراحت پرداخت!
خب ...جای هیچ بحثی نیست.
ما حتی بدون اینکه بخواهیم یعنی قصد و نیّت عمدی و آگاهانه ای داشته باشیم در برخی موارد متاثر از همان مفاهیمی هستیم که جنبه آسمانی یا الهی دارد که داعیان پیام آوری از سوی خداوند نسبت به آن اشاراتی داشته اند و البته در طول زمان دچار شرح و بسط و احیانا تغییرات لفظی هم شده اما محتوای آن رنگ و صبغه خودش را حفظ کرده است.
لذا بازخوانی بخشی از تاریخ این فلسفه که بعنوان فلسفه زیست دینی مطرح شد (اینجا)میتواند راهگشا باشد.
سعی میکنم این روایت و بازخوانی تاریخی ملال آور نباشد.

۲۰ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۰:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

با توجه به اعلام قبلی که در مطالبم ( به شرط حیات) از متون ومنابع قرآنی استفاده بیشتری خواهم کرد برای شروع در همین پست از آن بهره خواهم گرفت.
یکی از توصیفات بی نظیری که در قرآن در مورد خداوند (الله) شده است عبارت زیر میباشد:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء
هیچ چیزی مثل او نیست یا او مثل هیچ چیزی نیست.
آشنایی نسبی با "یهوه" یا "الوهیم" در کتاب تورات، و "پدر" در انجیل دارم اما آنچه در این عبارت(آیه) در مورد خداوند توصیف شده است به حقیقت میتواند مکمّل و متمّم دو نوشتار قبلی در مورد خدا باشد.
در کتاب قرآن ما با اسامی متعددی برای خداوند مواجه میشویم که به نام "اسماءالحسنی" مشهور هستند.
این اسامی ما را با صفات و ویژگی های الهی آشنا میکنند.صرفنظر از اینکه این اسماء و صفات گاه جنبه ی خصلت بشری به خودش میگیرد اما بازگشت به آن عبارت بالا(لَیسَ کَمِثلهِ شَیء)موضوع را به تمام معنا حلّ میکند.
قرآن به ما می گوید که آن خدایی که برای او اسماءالحسنی /نامهای نیک است و با آن اسامی خدا را بخوانید و اینها برای شناخت شما از او میتواند کافی باشد اما در تاکیدهای مکرر و موکد اشاره دارد که او فراتر از هر وصف و توصیفی هست (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ) و هیچ چیز شبیه او نیست یا او شبیه هیچ چیزی نیست.
به عبارتی می خواهد بگوید همه آنچه در قرآن آمده است برای ارایه و معرفی یک نشانه هایی از وجود یک حقیقت است.حقیقتی عظیم و بزرگ و مافوق تصوّر که شرح و بیان چند مورد از ویژگیهایی او در قالب عبارات کلامی و زبان قراردادی انسانی نمیتواند معرّف تمام نمای او برای عقول بشری باشد.
فراتر از عقل و وهم و خیال و هرچه که بتوان تصوّرش کرد ...
همه چیز در همان یک جمله کوتاه خلاصه و جای گرفته است:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

۳۰ فروردين ۰۱ ، ۱۸:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

او هست و تمام

آیا همه چیز به همین سادگی است؟ "او" هست و تمام؟
این بخشی از سرشت انسانی ماست که قضایا را به همان سادگی که هستند قبول نکنیم و تمام جذابیت قضیه نیز همین نکته است.
از چه نظر؟
اگر قرار بود همه چیز به همان سادگی که هست مورد پذیرش قرار بگیرد دیگر جایی برای این همه حرف و حدیث در حوزه علوم انسانی نبود !
"خدا" نیز از آن دست موضوعات است که انسان دلش میخواهد تا میتواند جولان بدهد و انتزاعات فکری خودش را در سطوح مختلف احساس و ادراک به ظهور برساند و آخرش هم هیچ ...
چرا می گویم "او" هست و تمام؟
باور کردن چیزی که میخواهم بگویم آسان نیست ولی قطعاً " بی خدایان و خداناباوران" کار را برای خودشان خیلی راحت کرده اند.آنها می گویند :
خدا نیست یا به خدا باور نداریم
حقیقتا زیباست... !
آنها وجود خدا را برای انکارش بعنوان "پیش فرض" قبول کرده اند.دوباره دقت کنید:
خدا نیست یا وجود ندارد
"پیش فرض" وجود یا قبول وجود یک خدایی که آنها انکارش میکنند در متن استدلال وجود دارد.
آنها کار را برای خودشان راحت کردند و دغدغه پرداختن به خدایی که به زعم و سعی آنها قابل شناخت و حتی تصوّر نیست از روی شانه اشان برداشته اند و همه چیز را خلاصه کرده اند روی دستاوردهای "علم".من به آنان تبریک میگویم که خط سیر فکری و جهتشان را با بریدن از شناخت به خدا مشخص کرده اند...دمشان هم گرم !
اما چرا "او" هست و تمام؟
اجازه بدهید اول این نکته را متذکر بشوم که همه استدلالها و برهان های فلسفی و کلامی در اثبات خداوند مردود است( اللّهمُ ارحَمنی عَبدکَ الضّعیف!).فلاسفه و متکلمین از قدیم تا امروز خیلی زحمت کشیده اند در این راستا ، با احترام به شخص و شخصیت والایشان اما استثنائاً در این مورد جسارتاً عرض میکنم خیلی خیلی دچار اشتباه شده اند...عرفان و طریقت شهود هم بدتر (یا رَفیق مَن لارَفیق لَه!)
شمایی که این متن را در کامپیوتر و مانیتور و یا همان گوشی در دستتان می خوانید...این چیزی که دارید حسش میکنید یا امواجی که از یک فرستنده و توسط یک گیرنده ،فرصت مطالعه این مطلب را برای شما فراهم کرده است قطعاً شما را به فکر فرو میبرد که چطوری این بستر فراهم شده است؟چگونه ساخته شده است؟توسط چه کسی؟
حتی سیر تکاملی آن هم میتواند اندیشه شمارا بشدّت به خودش مشغول کند.
اصلا و ابداً فکر هم نمیکنید که همه اینها(کامپیوتر،مانیتور،کیبورد،ماوس،تلفن،موبایل و...نتیجه یک اتفاق طبیعی بعد از انفجاری عظیم باشد که در نتیجه تکامل و فرگشت با جهش های اتفاقی و نامنظم باشد!
راه دورتری نرویم و عظمت این جهان و قوانین حاکم بر آن و خلقت را با همین رویکرد ساده بررسی کنیم.
"او" هست.اسمش را هرچه میخواهید بگذاریم.حتی میتوانیم او را در چیزی مشاهده و نمایان کنیم.حتی او را متنوّع و متکثّر بدانیم.
هیچ اشکالی و ایرادی ندارد.فعلاً در جستجوی اِشکال یابی و نقد این نوع نگاه نباشیم.
مساله یک چیز دیگر است:
"او" هست
و ما انسانها به مقدار درک و شناختی که خودمان از آن ناشناخته و نادیده و غیرقابل دسترس و حتی غیرقابلِ ادراک داریم او را معرفی میکنیم و تردیدی نیست در این مورد دچار خطای توصیفی در معرفت به آن شده باشیم ولی :
"او" هست !

۱۶ فروردين ۰۱ ، ۱۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خدا،ادراک انسان گونه

خدا ، اسم یا عنوانی است که در اغلب مکاتب معنوی و همچنین ادیان توحیدی از آن یاد میشود.
اهمیت وجودی این اسم یا عنوان در مکاتب مذکور از آن جهت است که همه نیّات و گفتار و کردار انسانی باید برای کسب رضایت او و در مسیر تسلیم و اخلاص باشد.
در موضوع "فلسفه زیست دینی" به این قضیه اشاراتی شد و در بحث ادیان توحیدی و بویژه ابراهیمی هم این قضیه بسیار پررنگ است.
سئوال "خدا کیست یا خدا چیست؟" هنوز هم اذهان بشری را به خود مشغول داشته زیرا جز در قالب تعبّد و ایمان شاید نتوان پاسخی یقینی و قانع کننده به این سئوال داد.
البته هر کدام از مکاتب معنوی و ادیان سعی کرده اند توضیحی بعنوان دلیل برای اثبات خدا ارائه دهند که غالباً فقط برای پیروان آنان قابل پذیرش بوده و البته در میان آنها هم باورها متنوع است.
اما نکته مشترک غالب این مکاتب و یا ادیان ابراهیمی در معرفی خدا ، تصویری "انسان گونه و انسان واره " از اوست.
خدایی که می بیند ، میشنود،می گوید،خشم میگیرد،رضایت میدهد،میبخشد،خشنود میشود و .. موارد متعددی دیگر.
البته این عجیب نیست چون همه این شناخت و توضیح که اصطلاحاً "معرفت" نامیده میشود از "ذهن انسان"،انسان "متفکر" خارج میشود و بناچار از همین دریچه عبور میکند و سیمایی با صفاتی همچون خودش (انسان) را در وجود خدا تصور میکند.یک نوع افراطی از شناخت به خدا هم وجود که محصول "عشق" است.
اما اینها کمکی به فهم و حل موضوع نمیکند.این برداشت شخصی من نیست بلکه با اندک جستجو و کنکاشی در منابع همان شناخت دهندگان شاهد هستیم اقرار و به نوعی اعتراف میکنند که "او فراتر از ادراک ماست و اندیشه ما به او راه ندارد" و این سخن درستی است.
حقیقتا عقول بشری نمیتوانند چنین چیزی را درک کنند.عشق هم هیچ کمکی نمیکند هیچ بلکه اوضاع را بدتر میکند !
انسان از چیزی صحبت میکند که هیچ تصوری از او ندارد نه در شکل و شمایل،نه در صوت و لحن و نه احساسی مثل اثر نسیم صبحگاهی روی پوست صورت یا بدنش !
اما بسیاری به این باور و یقین ایمان رسیده ند که "او" هست.
من هم میگویم که "او" هست.
اساساً چه ما قبول کنیم یا نکنیم "او" هست ! و باز هم اساساً همه این راهها برای اثبات وجود و حضور او چه با "عقل" چه با "عشق" فقط و فقط یک "شرح تمنّای آرامش بخش" است نه بیانگر ماهیّت وجود و حضور او به همان دلیل که در بالا عرض کردم.
او هست و تمام !
هر کسی هم به خدا میپردازد از منظر شخصی خودش با وام گرفتن از برخی پیش دریافتها و ابزارهای حسّی و ادراکی خودش به شناخت و شرح و بیان این شناخت میپردازد که ابداً و اصلاً هیچ ربطی به حقیقت و واقعیت خدا ندارد...
باز هم تکرار میکنم :

"او" هست و تمام !
چه بخواهیم چه نخواهیم ...

۰۹ فروردين ۰۱ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 2

"ترس و جهل" بعنوان دو گزینه برای گرایش انسان در توجه به خدا مطرح میشود.
بشر اولیه نسبت به اتفاقات و حوادث جهان "نادان" بود.بواسطه وجود میل به "حیات" (فرار از هر عنصر آسیب زننده) نسبت به این اتفاقات واکنشی در قالب "ترس" داشت.
ترکیب این جهل(نادانی) و ترس در او منجر به یک تفکر ابتدایی شد که حتما(یا احتمالا) موجود یا موجوداتی قوی تر و بزرگتر از او وجود دارند که میتوانند چنان کارهای وحشتناکی را انجام بدهند.
کارهایی مثل سیل،زلزله،طوفان،رعد و برق و ...
بشر اولیه که به مشاهدات خود متکی بود هیچ اثری از چنان موجود یا موجوداتی را در اطرافش نمی دید.فقط یک گزینه باقی می ماند:
او ناپیدا و مرموز است
آیا مغز بشر اولیه در آن دوران توانایی چنین کشف و استدلالی را داشت؟
چیزی که محرز است بشراولیه تلاشی برای دفع خطرات احتمالی این اتفاقات داشته است.این اقدامات را میتواند از شواهد تاریخی بدست آورد.ما میتوانیم این مورد را در ادیان ابراهیمی و به روایت تورات شاهد باشیم:
فرزندان آدم و حوّا یعنی هابیل و قابیل برای یهوه(خدای تورات) پیشکشی میبردند.چرا؟
آیا آنها سعی داشتند با چنین کاری یهوه را خشنود نگه دارند تا به ایشان آسیبی نرسد؟آنان را در پناه خود نگه دارد؟
برگردیم به موضوع اصلی:
حتی جهل و ترس انگیزه ای برای توجه بشر اولیه نسبت به موضوعی بنام "خدا" باشد، ادامه و استمرار این جریان فکریِ هرچند ابتدایی در طول تاریخ و شکل گرفتن فلسفه ای گسترده به نام "دین" که "خدا" محور آنست قابل اعتنا و توجه است.این فلسفه فکری به همان مقدار انحرافاتی که میتوان برایش شاهد مثال های متعددی ذکر کرد فرصت اصلاح و بازخوانی و بازسازی و معرفی نو و منسجم و دقیق تری را از زمان ظهورش تا به امروز داشته است.
سئوال:
آیا متکی بودن به قدمت و عمر تاریخی یک اندیشه میتواند دلیل موجهی بر درست بودن آن باشد؟آیا چون یک جرقه فکری منجر به ظهور عنوانی برای پرداختن به آن شده و فلسفه مفصلی برایش شکل گرفته،توجیه موجهی برای درست بودن آن است؟حتی اگر دلایلی بر غلط بودن این جرقه فکری و فلسفه مترتب بر آن قابل عرضه باشد؟
به عبارتی دیگر:
آیا "جهل و ترس" دلیل موجهی برای پی ریزی یک فلسفه دینی و معنوی میتواند باشد؟

۱۰ اسفند ۰۰ ، ۱۵:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 1

وقتی از معجزه صحبت کردم اشاره به اذن یا اجازه ونیروی غیبی که از سوی خدا صادر میشود نیز داشتم.لازم است قبل از پاسخ دادن به این سئوال که آیا معجزه واقعیت دارد و اینکه معجزه ای اتفاق افتاده است، ابتدا از خدا صحبت کنم.
اگر شما خواننده محترم پیرو یکی از ادیان ابرهیمی(یهودی،مسیحی،مسلمان) باشید تا حدود بسیار زیادی با واژه خدا و ویژگیهای او میتوانیم اشتراک نظر داشته باشیم.
خدا برای ما وجودی(موجودی) با صفاتی همچون:
آگاه،شنوا،بینا،توانا،مهربان،بخشنده،انتقام گیرنده ...
معرفی و شناخته میشود.او جهان را آفریده است.انسان را نیز خلق کرده است تا جانشینی شایسته روی زمین باشد.
او انسان را امتحان میکند تا شایستگی یا عدم شایستگی آنان مشخص شود و سپس می میراند تا در روز قیامت دوباره آنها را زنده کند و به حساب اعمالشان رسیدگی نماید.
البته کم و بیش اختلاف نظرهایی در همین مقدار که گفتم بین ادیان وجود دارد اما جمع بندی بالا تعریف ساده ای از خدایی است که ما میشناسیم.
بسیارخوب...
ما این اطلاعات را از کجا داریم؟
آیا انسان خودش اینها را از خدا شنیده است؟
آیا خدا به معنای واقعی کلمه همان چیزی است که شنیده ایم و در اندیشه خودمان به آن پرداخته ایم و به زبان می آوریم؟
از کجا و بر اساس چه دلیلی تصور میکنیم آنچه در باور ما شکل گرفته در واقع همان است که وجود دارد؟
و سئوال بسیارجسورانه:
آیا اصلاً خدا وجود دارد؟!
این سئوالات تازگی ندارد.بشر بارها به این موضوع فکر کرده و برایش پاسخ هایی دارد.گاهی اوقات این پاسخ ها بسیار ابتدایی و حتی پر از اشکال است.
همه ی تلاش بشر در طول تاریخ برای فهم خدا و پاسخگویی به چنین سئوالاتی ارزشمند است. حتی اگر بسیار غلط و خرافی باشد.آنها در جستجوی کشف مهمی بودند.به سهم خودشان و به قدر دانایی و آگاهی شان اقدام کردند.

۰۳ اسفند ۰۰ ، ۱۶:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اعتبار دین

دین اعتبارش را از کجا میگیرد؟
اساساً چه عاملی باعث میشود تا انسان ها بپذیرند شخصی که ادعا میکند با جهانی فراسوی این عالم در ارتباط است درست می گوید؟
این اطمینان و یقین یا به بیانی صحیح تر، این "ایمان" چگونه و از کجا ناشی میشود؟
اعتبار گوینده
بله،اعتباری است که افراد به گوینده (مدّعی)این ادعا دارند و ابتدا خود او را باور میکنند و سپس ادعای او را.
البته در حوزه اعتقادی(دینی) قضیه به گونه ای دیگر نیز قابل بررسی است.
آنهایی که به مدّعیان یک ارتباط ماورایی ایمان می آورند نشانه هایی برای صحّت اثبات این ادعا را از مدّعی مطالبه و درخواست میکنند.در واقع مدّعی باید پیروان خود را قانع کند که چنین ارتباطی وجود دارد.
نشانه ای که برای اثبات این ادعا آشکار میشود "معجزه" نام دارد.
معجزه دلیل و سندی است بر اینکه این ارتباط کاملا واقعی وجود دارد.معجزه کاری است که انجامش فقط از عهده شخص مدّعی بر می آید و بقیه نمیتوانند انجامش بدهند زیرا او به کمک نیروی های غیبی که فقط و فقط در اختیار خداوند است این کار را انجام میدهد و در شرایط عادی حتی خود آن شخص نیز نمیتواند چنین کاری را تکرار کند مگر اینکه مجوز اجرای آن مجدداً از سوی خداوند برای او صادر شود.
آیا واقعا معجزه ای اتفاق افتاده است؟آیا سند و دلیلی برای اثبات چنین امور خارق العاده ای وجود دارد؟

۲۶ بهمن ۰۰ ، ۱۷:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ادیان ابراهیمی

بخشی از محتوای وبلاگ در خصوص "دین و مسایل دینی"خواهد بود و بطور مشخص از اسلام و قرآن سخن به میان خواهد آمد.
در مطالب گذشته اشاره به ادیان توحیدی شاخه "ابراهیمی" کردم و اسلام جزو همین شاخه است و در زمره ادیان ابراهیمی قرار میگیرد.
دیگر ادیان ابراهیمی عبارتند از "یهود و مسیحیت".

چرا این ادیان(یهودی،مسیحیت،اسلام)به نام "ابراهیمی" شناخته میشود؟
سه دین یاد شده "ابراهیم" را جدّ مشترک خود میدانند.یهودیان ایشان را جدّ قوم بنی اسرائیل دانسته و مسیحیان نیز خود را از امتی میدانند که در عهد و پیمان با ابراهیم شریک هستند.مسلمانان وی را از طریق فرزندش "اسماعیل" جدّ اعراب و همچنین رسول اسلام عنوان میکنند.
هر سه دین مشترکاتی در مباحث توحید ،معاد،نبوت و تعالیم دینی دارند.
گزینه انتخابی من برای پرداختن با مباحث مربوط به فلسفه زندگی و تعالیم مربوطه بیشتر از اسلام و منحصراً از قرآن خواهد بود.
البته در جای خود نوع نگاه به قرآن و بهره مندی از این کتاب را در بخش های مربوط به فلسفه زیستن مطرح خواهم نمود.

۱۲ بهمن ۰۰ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معرفی مریدنور

"مریدنور" عنوانی آزاد و عمومی است برای هر کسی که پوینده راه و در طریقت دانایی و آگاهی است.
نه یک مکتب است و نه یک فرقه و نه حتی لقب و عنوان سلوکی!

پیشنهاد میکنم قبل از پرداختن به محتوای وبلاگ بخش درباره مریدنور را بخوانید.

۰۱ مهر ۰۰ ، ۱۹:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰