اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام» ثبت شده است

لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

با توجه به اعلام قبلی که در مطالبم ( به شرط حیات) از متون ومنابع قرآنی استفاده بیشتری خواهم کرد برای شروع در همین پست از آن بهره خواهم گرفت.
یکی از توصیفات بی نظیری که در قرآن در مورد خداوند (الله) شده است عبارت زیر میباشد:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء
هیچ چیزی مثل او نیست یا او مثل هیچ چیزی نیست.
آشنایی نسبی با "یهوه" یا "الوهیم" در کتاب تورات، و "پدر" در انجیل دارم اما آنچه در این عبارت(آیه) در مورد خداوند توصیف شده است به حقیقت میتواند مکمّل و متمّم دو نوشتار قبلی در مورد خدا باشد.
در کتاب قرآن ما با اسامی متعددی برای خداوند مواجه میشویم که به نام "اسماءالحسنی" مشهور هستند.
این اسامی ما را با صفات و ویژگی های الهی آشنا میکنند.صرفنظر از اینکه این اسماء و صفات گاه جنبه ی خصلت بشری به خودش میگیرد اما بازگشت به آن عبارت بالا(لَیسَ کَمِثلهِ شَیء)موضوع را به تمام معنا حلّ میکند.
قرآن به ما می گوید که آن خدایی که برای او اسماءالحسنی /نامهای نیک است و با آن اسامی خدا را بخوانید و اینها برای شناخت شما از او میتواند کافی باشد اما در تاکیدهای مکرر و موکد اشاره دارد که او فراتر از هر وصف و توصیفی هست (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ) و هیچ چیز شبیه او نیست یا او شبیه هیچ چیزی نیست.
به عبارتی می خواهد بگوید همه آنچه در قرآن آمده است برای ارایه و معرفی یک نشانه هایی از وجود یک حقیقت است.حقیقتی عظیم و بزرگ و مافوق تصوّر که شرح و بیان چند مورد از ویژگیهایی او در قالب عبارات کلامی و زبان قراردادی انسانی نمیتواند معرّف تمام نمای او برای عقول بشری باشد.
فراتر از عقل و وهم و خیال و هرچه که بتوان تصوّرش کرد ...
همه چیز در همان یک جمله کوتاه خلاصه و جای گرفته است:
لَیسَ کَمِثلهِ شَیء

۳۰ فروردين ۰۱ ، ۱۸:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 2

"ترس و جهل" بعنوان دو گزینه برای گرایش انسان در توجه به خدا مطرح میشود.
بشر اولیه نسبت به اتفاقات و حوادث جهان "نادان" بود.بواسطه وجود میل به "حیات" (فرار از هر عنصر آسیب زننده) نسبت به این اتفاقات واکنشی در قالب "ترس" داشت.
ترکیب این جهل(نادانی) و ترس در او منجر به یک تفکر ابتدایی شد که حتما(یا احتمالا) موجود یا موجوداتی قوی تر و بزرگتر از او وجود دارند که میتوانند چنان کارهای وحشتناکی را انجام بدهند.
کارهایی مثل سیل،زلزله،طوفان،رعد و برق و ...
بشر اولیه که به مشاهدات خود متکی بود هیچ اثری از چنان موجود یا موجوداتی را در اطرافش نمی دید.فقط یک گزینه باقی می ماند:
او ناپیدا و مرموز است
آیا مغز بشر اولیه در آن دوران توانایی چنین کشف و استدلالی را داشت؟
چیزی که محرز است بشراولیه تلاشی برای دفع خطرات احتمالی این اتفاقات داشته است.این اقدامات را میتواند از شواهد تاریخی بدست آورد.ما میتوانیم این مورد را در ادیان ابراهیمی و به روایت تورات شاهد باشیم:
فرزندان آدم و حوّا یعنی هابیل و قابیل برای یهوه(خدای تورات) پیشکشی میبردند.چرا؟
آیا آنها سعی داشتند با چنین کاری یهوه را خشنود نگه دارند تا به ایشان آسیبی نرسد؟آنان را در پناه خود نگه دارد؟
برگردیم به موضوع اصلی:
حتی جهل و ترس انگیزه ای برای توجه بشر اولیه نسبت به موضوعی بنام "خدا" باشد، ادامه و استمرار این جریان فکریِ هرچند ابتدایی در طول تاریخ و شکل گرفتن فلسفه ای گسترده به نام "دین" که "خدا" محور آنست قابل اعتنا و توجه است.این فلسفه فکری به همان مقدار انحرافاتی که میتوان برایش شاهد مثال های متعددی ذکر کرد فرصت اصلاح و بازخوانی و بازسازی و معرفی نو و منسجم و دقیق تری را از زمان ظهورش تا به امروز داشته است.
سئوال:
آیا متکی بودن به قدمت و عمر تاریخی یک اندیشه میتواند دلیل موجهی بر درست بودن آن باشد؟آیا چون یک جرقه فکری منجر به ظهور عنوانی برای پرداختن به آن شده و فلسفه مفصلی برایش شکل گرفته،توجیه موجهی برای درست بودن آن است؟حتی اگر دلایلی بر غلط بودن این جرقه فکری و فلسفه مترتب بر آن قابل عرضه باشد؟
به عبارتی دیگر:
آیا "جهل و ترس" دلیل موجهی برای پی ریزی یک فلسفه دینی و معنوی میتواند باشد؟

۱۰ اسفند ۰۰ ، ۱۵:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 1

وقتی از معجزه صحبت کردم اشاره به اذن یا اجازه ونیروی غیبی که از سوی خدا صادر میشود نیز داشتم.لازم است قبل از پاسخ دادن به این سئوال که آیا معجزه واقعیت دارد و اینکه معجزه ای اتفاق افتاده است، ابتدا از خدا صحبت کنم.
اگر شما خواننده محترم پیرو یکی از ادیان ابرهیمی(یهودی،مسیحی،مسلمان) باشید تا حدود بسیار زیادی با واژه خدا و ویژگیهای او میتوانیم اشتراک نظر داشته باشیم.
خدا برای ما وجودی(موجودی) با صفاتی همچون:
آگاه،شنوا،بینا،توانا،مهربان،بخشنده،انتقام گیرنده ...
معرفی و شناخته میشود.او جهان را آفریده است.انسان را نیز خلق کرده است تا جانشینی شایسته روی زمین باشد.
او انسان را امتحان میکند تا شایستگی یا عدم شایستگی آنان مشخص شود و سپس می میراند تا در روز قیامت دوباره آنها را زنده کند و به حساب اعمالشان رسیدگی نماید.
البته کم و بیش اختلاف نظرهایی در همین مقدار که گفتم بین ادیان وجود دارد اما جمع بندی بالا تعریف ساده ای از خدایی است که ما میشناسیم.
بسیارخوب...
ما این اطلاعات را از کجا داریم؟
آیا انسان خودش اینها را از خدا شنیده است؟
آیا خدا به معنای واقعی کلمه همان چیزی است که شنیده ایم و در اندیشه خودمان به آن پرداخته ایم و به زبان می آوریم؟
از کجا و بر اساس چه دلیلی تصور میکنیم آنچه در باور ما شکل گرفته در واقع همان است که وجود دارد؟
و سئوال بسیارجسورانه:
آیا اصلاً خدا وجود دارد؟!
این سئوالات تازگی ندارد.بشر بارها به این موضوع فکر کرده و برایش پاسخ هایی دارد.گاهی اوقات این پاسخ ها بسیار ابتدایی و حتی پر از اشکال است.
همه ی تلاش بشر در طول تاریخ برای فهم خدا و پاسخگویی به چنین سئوالاتی ارزشمند است. حتی اگر بسیار غلط و خرافی باشد.آنها در جستجوی کشف مهمی بودند.به سهم خودشان و به قدر دانایی و آگاهی شان اقدام کردند.

۰۳ اسفند ۰۰ ، ۱۶:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ادیان ابراهیمی

بخشی از محتوای وبلاگ در خصوص "دین و مسایل دینی"خواهد بود و بطور مشخص از اسلام و قرآن سخن به میان خواهد آمد.
در مطالب گذشته اشاره به ادیان توحیدی شاخه "ابراهیمی" کردم و اسلام جزو همین شاخه است و در زمره ادیان ابراهیمی قرار میگیرد.
دیگر ادیان ابراهیمی عبارتند از "یهود و مسیحیت".

چرا این ادیان(یهودی،مسیحیت،اسلام)به نام "ابراهیمی" شناخته میشود؟
سه دین یاد شده "ابراهیم" را جدّ مشترک خود میدانند.یهودیان ایشان را جدّ قوم بنی اسرائیل دانسته و مسیحیان نیز خود را از امتی میدانند که در عهد و پیمان با ابراهیم شریک هستند.مسلمانان وی را از طریق فرزندش "اسماعیل" جدّ اعراب و همچنین رسول اسلام عنوان میکنند.
هر سه دین مشترکاتی در مباحث توحید ،معاد،نبوت و تعالیم دینی دارند.
گزینه انتخابی من برای پرداختن با مباحث مربوط به فلسفه زندگی و تعالیم مربوطه بیشتر از اسلام و منحصراً از قرآن خواهد بود.
البته در جای خود نوع نگاه به قرآن و بهره مندی از این کتاب را در بخش های مربوط به فلسفه زیستن مطرح خواهم نمود.

۱۲ بهمن ۰۰ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معرفی مریدنور

"مریدنور" عنوانی آزاد و عمومی است برای هر کسی که پوینده راه و در طریقت دانایی و آگاهی است.
نه یک مکتب است و نه یک فرقه و نه حتی لقب و عنوان سلوکی!

پیشنهاد میکنم قبل از پرداختن به محتوای وبلاگ بخش درباره مریدنور را بخوانید.

۰۱ مهر ۰۰ ، ۱۹:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰