اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دین» ثبت شده است

مفاهیم آسمانی در زندگی زمینی

چه رابطه و پیوندی بین ادعای انسانهای مدعی رسالت و ماموریت الهی و خوب زیستن وجود دارد؟
پاسخ بسیار ساده است:
بخش عمده آنچه ما تحت عنوان محتوای معنوی میدانیم و میشناسیم مربوط به کلام و پیام ارائه شده از سوی همین افراد یا استخراج و استنباط از سخن ایشان است.
اگر مایلید از شدت نفوذ فلسفه معنوی این داعیان رسالت آسمانی در زندگی روزمره خودتان بدانید فقط به یک مورد اشاره میکنم:
هفت روز هفته
در آئین یهود (کتاب تورات) گفته شده :خدا شش روز به خلقت جهان مشغول بود و در روز هفتم به استراحت پرداخت!
خب ...جای هیچ بحثی نیست.
ما حتی بدون اینکه بخواهیم یعنی قصد و نیّت عمدی و آگاهانه ای داشته باشیم در برخی موارد متاثر از همان مفاهیمی هستیم که جنبه آسمانی یا الهی دارد که داعیان پیام آوری از سوی خداوند نسبت به آن اشاراتی داشته اند و البته در طول زمان دچار شرح و بسط و احیانا تغییرات لفظی هم شده اما محتوای آن رنگ و صبغه خودش را حفظ کرده است.
لذا بازخوانی بخشی از تاریخ این فلسفه که بعنوان فلسفه زیست دینی مطرح شد (اینجا)میتواند راهگشا باشد.
سعی میکنم این روایت و بازخوانی تاریخی ملال آور نباشد.

۲۰ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۰:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ماموریت زمینی،رسالت آسمانی

موضوعی که مارا به بحث در مورد خدا کشانید ظهور افرادی در طول تاریخ بود که داعیه یک رسالت و ماموریت الهی داشتند و خود را فرستادگانی از طرف خدا میدانستند که در متون دینی (ادیان ابراهیمی) این افراد با نام "نبی" یا "رسول" معرفی و شناخته میشوند.(اینجا)
این افراد داعیه دار یک ماموریت آسمانی برای ابلاغ پیام خدا به منظور هدایت جوامع انسانی بودند.
در بخشی از اعلام و ابلاغ و از جمله اثبات این ماموریت آنان برای مُجاب و قانع کردن طرفداران و البته بیشتر مخالفان خود دست به اعمال خارق العاده ای میزده اند که در متون دینی بعنوان "آیت" یا "معجزه" از آنها یاد میشود.
معجزه عملی است که توسط شخص نبی یا رسول فقط و فقط با اذن و اجازه الهی در راستای اثبات و یقین به ماموریت الهی به اجرا در می آید و تحت هیچ عنوان اشخاص دیگر توانایی انجام آن را ندارند.
نمونه این معجزه ها عبور از آتش توسط ابراهیم،تبدیل شدن عصا یا چوبدستی موسی به مار بزرگ یا اژدها،شکافته شدن رودنیل توسط موسی،زنده کردن مردگان توسط عیسی را که بسیار مشهور است میتوان نام برد.
بخاطر داشته باشیم برای بررسی درست یا نادرست بودن این ادعاها هیچ شاهد تاریخی یا نشانه ای دالّ بر وقوع آنها وجود ندارد و یکی از اصلی ترین دلیل قبول این معجزات همان "ایمان" به خداست که برای مومنان این یقین را ایجاد میکند چنین چیزهایی اتفاق افتاده است چون پشت همه آنها "اراده الهی" است.
ما نمی خواهیم فعلاً بحثی در این مورد داشته باشیم و شاید هرگز هم در این مورد حرفی نکنیم !
علّت این امر آنستکه من قرار است نگاهی متفاوت به این افراد و ادعای آنان و رسالت و ماموریت آنان داشته باشم.
من به این افراد صرفاً و به تمام وجه نگاهی از منظر زمینی خواهم داشت نه بُعد آسمانی ...
بله،تفاوت در همین نوع نگاه است و البته بنا هم ندارم با این نگاه زمینی علیه کسانی که نگاه آسمانی به ماموریت و رسالت آنان دارند اقامه جَدل یا ردّ و نفی موضوعی آن بنمایم و حتی چنین نیّتی را هم دنبال نمیکنم.
لذا اگر تا این لحظه جزو دنبال کنندگان وبلاگ بودید و اکنون این موضوع به مذاق شما خوش نیامده است ضمن تشکر از همراهی تان تا اینجا، برای اینکه اوقاتتان تلخ نشود پیشنهاد میکنم به امر مهمتری و مطالعه مفیدتری بپردازید.
هرچند مایلم با کمی سعه صدر و پرهیز از پیش داوری های متعصبانه و گذاشتن عینک انتقادی(نه نقّادی) همچنان همراه و مخاطب وبلاگ باشید و در هر کجا که لازم بود نقد و نظر تیز و مستدلّ خودتان را برای من ارسال کنید که بی شکّ حتما و حتما در بازاندیشی و نواندیشی احتمالی مورد ملاحظه قرار خواهد گرفت.

توجه داشته باشید و تکرار میکنم ! نگاه به مدعیان ماموریت و رسالت الهی از منظر زمینی باز کردن جبهه ای علیه معتقدان به رسالت و ماموریت آسمانی این افراد نیست.
لطفا پیگیر باشید تا قضیه روشن تر بشود.

۱۳ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خدا،ادراک انسان گونه

خدا ، اسم یا عنوانی است که در اغلب مکاتب معنوی و همچنین ادیان توحیدی از آن یاد میشود.
اهمیت وجودی این اسم یا عنوان در مکاتب مذکور از آن جهت است که همه نیّات و گفتار و کردار انسانی باید برای کسب رضایت او و در مسیر تسلیم و اخلاص باشد.
در موضوع "فلسفه زیست دینی" به این قضیه اشاراتی شد و در بحث ادیان توحیدی و بویژه ابراهیمی هم این قضیه بسیار پررنگ است.
سئوال "خدا کیست یا خدا چیست؟" هنوز هم اذهان بشری را به خود مشغول داشته زیرا جز در قالب تعبّد و ایمان شاید نتوان پاسخی یقینی و قانع کننده به این سئوال داد.
البته هر کدام از مکاتب معنوی و ادیان سعی کرده اند توضیحی بعنوان دلیل برای اثبات خدا ارائه دهند که غالباً فقط برای پیروان آنان قابل پذیرش بوده و البته در میان آنها هم باورها متنوع است.
اما نکته مشترک غالب این مکاتب و یا ادیان ابراهیمی در معرفی خدا ، تصویری "انسان گونه و انسان واره " از اوست.
خدایی که می بیند ، میشنود،می گوید،خشم میگیرد،رضایت میدهد،میبخشد،خشنود میشود و .. موارد متعددی دیگر.
البته این عجیب نیست چون همه این شناخت و توضیح که اصطلاحاً "معرفت" نامیده میشود از "ذهن انسان"،انسان "متفکر" خارج میشود و بناچار از همین دریچه عبور میکند و سیمایی با صفاتی همچون خودش (انسان) را در وجود خدا تصور میکند.یک نوع افراطی از شناخت به خدا هم وجود که محصول "عشق" است.
اما اینها کمکی به فهم و حل موضوع نمیکند.این برداشت شخصی من نیست بلکه با اندک جستجو و کنکاشی در منابع همان شناخت دهندگان شاهد هستیم اقرار و به نوعی اعتراف میکنند که "او فراتر از ادراک ماست و اندیشه ما به او راه ندارد" و این سخن درستی است.
حقیقتا عقول بشری نمیتوانند چنین چیزی را درک کنند.عشق هم هیچ کمکی نمیکند هیچ بلکه اوضاع را بدتر میکند !
انسان از چیزی صحبت میکند که هیچ تصوری از او ندارد نه در شکل و شمایل،نه در صوت و لحن و نه احساسی مثل اثر نسیم صبحگاهی روی پوست صورت یا بدنش !
اما بسیاری به این باور و یقین ایمان رسیده ند که "او" هست.
من هم میگویم که "او" هست.
اساساً چه ما قبول کنیم یا نکنیم "او" هست ! و باز هم اساساً همه این راهها برای اثبات وجود و حضور او چه با "عقل" چه با "عشق" فقط و فقط یک "شرح تمنّای آرامش بخش" است نه بیانگر ماهیّت وجود و حضور او به همان دلیل که در بالا عرض کردم.
او هست و تمام !
هر کسی هم به خدا میپردازد از منظر شخصی خودش با وام گرفتن از برخی پیش دریافتها و ابزارهای حسّی و ادراکی خودش به شناخت و شرح و بیان این شناخت میپردازد که ابداً و اصلاً هیچ ربطی به حقیقت و واقعیت خدا ندارد...
باز هم تکرار میکنم :

"او" هست و تمام !
چه بخواهیم چه نخواهیم ...

۰۹ فروردين ۰۱ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فیلسوف وحشی

جنگلهای انبوه ،علفزارهای وسیع ، کوهستانهای وحشی ...
هرکدام از اینها در کنار رویدادهای طبیعی (رعد و برق،طوفان،زلزله،آتشفشان و...) میتوانست برای بشر اولیه زمینه یک توجه خلسه مانند باشد.
انگیزه ای برای اینکه به مغز نه چندان پیچیده خودش فشار بیاورد و بتواند فکر کند.
ما نمیدانیم کِی و کجا و در چه موقعیتی و چه کسی برای اولین بار متحیر و کنجکاوانه به دنیای اطرافش نگریست و توانست در ذهن خودش این دوکلمه را حک کند:
چرا و چگونه؟
همین دو کلمه توانست انقلابی بزرگ در زندگی بشر ایجاد کند.انسان توانایی اندیشیدن پیدا کرد!
من نام آن انسان را فیلسوف وحشی میگذارم.البته این نام را از تحقیقات دو دانشمند بزرگ بنامهای "تایلور" و "فریزر" وام گرفته ام.
این فرایند میتوانست فصل جدیدی در تاریخ حیات بشری باشد.اینجا دیگر پای ترس در میان نبود و حتی جهل.اگرچه جهل یا نادانی محرکی قوی برای رسیدن به علت یا همان آگاهی از چرایی و چگونگی ماجرا محسوب شودکه بشر اولیه در جستجوی آن بود.
با این حال دیگر ترسی بازدارنده برای اینسان متفکر وجود نداشت بلکه انگیزه آگاهی به او شجاعت کافی داد تا در کشف راز پدیده های اطرافش گام بردارد.
چنانکه گفتم در آغاز بسیاری از همان کشفیات که باعث شد بشر دست به تدوین یک فلسفه زندگی بزند امروزه مردود و محل اشکالات بسیاری است اما نفس تلاش بشر در آن دوران بسیار ارزشمند بود.
او از لاک ترس و جهل خارج شد و عرض اندام کرد و خودی نشان داد.
جهان با موجودی متفاوت روبرو شد:
انسان خردمند
این همان چیزیی است که در داستان آفرینش به آن میرسیم.داستانی که در ادیان ابراهیمی نقطه آغاز برای انسان است و ما باز به همان موضوع اصلی میرسیم:
خدا

۲۴ اسفند ۰۰ ، ۲۱:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 2

"ترس و جهل" بعنوان دو گزینه برای گرایش انسان در توجه به خدا مطرح میشود.
بشر اولیه نسبت به اتفاقات و حوادث جهان "نادان" بود.بواسطه وجود میل به "حیات" (فرار از هر عنصر آسیب زننده) نسبت به این اتفاقات واکنشی در قالب "ترس" داشت.
ترکیب این جهل(نادانی) و ترس در او منجر به یک تفکر ابتدایی شد که حتما(یا احتمالا) موجود یا موجوداتی قوی تر و بزرگتر از او وجود دارند که میتوانند چنان کارهای وحشتناکی را انجام بدهند.
کارهایی مثل سیل،زلزله،طوفان،رعد و برق و ...
بشر اولیه که به مشاهدات خود متکی بود هیچ اثری از چنان موجود یا موجوداتی را در اطرافش نمی دید.فقط یک گزینه باقی می ماند:
او ناپیدا و مرموز است
آیا مغز بشر اولیه در آن دوران توانایی چنین کشف و استدلالی را داشت؟
چیزی که محرز است بشراولیه تلاشی برای دفع خطرات احتمالی این اتفاقات داشته است.این اقدامات را میتواند از شواهد تاریخی بدست آورد.ما میتوانیم این مورد را در ادیان ابراهیمی و به روایت تورات شاهد باشیم:
فرزندان آدم و حوّا یعنی هابیل و قابیل برای یهوه(خدای تورات) پیشکشی میبردند.چرا؟
آیا آنها سعی داشتند با چنین کاری یهوه را خشنود نگه دارند تا به ایشان آسیبی نرسد؟آنان را در پناه خود نگه دارد؟
برگردیم به موضوع اصلی:
حتی جهل و ترس انگیزه ای برای توجه بشر اولیه نسبت به موضوعی بنام "خدا" باشد، ادامه و استمرار این جریان فکریِ هرچند ابتدایی در طول تاریخ و شکل گرفتن فلسفه ای گسترده به نام "دین" که "خدا" محور آنست قابل اعتنا و توجه است.این فلسفه فکری به همان مقدار انحرافاتی که میتوان برایش شاهد مثال های متعددی ذکر کرد فرصت اصلاح و بازخوانی و بازسازی و معرفی نو و منسجم و دقیق تری را از زمان ظهورش تا به امروز داشته است.
سئوال:
آیا متکی بودن به قدمت و عمر تاریخی یک اندیشه میتواند دلیل موجهی بر درست بودن آن باشد؟آیا چون یک جرقه فکری منجر به ظهور عنوانی برای پرداختن به آن شده و فلسفه مفصلی برایش شکل گرفته،توجیه موجهی برای درست بودن آن است؟حتی اگر دلایلی بر غلط بودن این جرقه فکری و فلسفه مترتب بر آن قابل عرضه باشد؟
به عبارتی دیگر:
آیا "جهل و ترس" دلیل موجهی برای پی ریزی یک فلسفه دینی و معنوی میتواند باشد؟

۱۰ اسفند ۰۰ ، ۱۵:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 1

وقتی از معجزه صحبت کردم اشاره به اذن یا اجازه ونیروی غیبی که از سوی خدا صادر میشود نیز داشتم.لازم است قبل از پاسخ دادن به این سئوال که آیا معجزه واقعیت دارد و اینکه معجزه ای اتفاق افتاده است، ابتدا از خدا صحبت کنم.
اگر شما خواننده محترم پیرو یکی از ادیان ابرهیمی(یهودی،مسیحی،مسلمان) باشید تا حدود بسیار زیادی با واژه خدا و ویژگیهای او میتوانیم اشتراک نظر داشته باشیم.
خدا برای ما وجودی(موجودی) با صفاتی همچون:
آگاه،شنوا،بینا،توانا،مهربان،بخشنده،انتقام گیرنده ...
معرفی و شناخته میشود.او جهان را آفریده است.انسان را نیز خلق کرده است تا جانشینی شایسته روی زمین باشد.
او انسان را امتحان میکند تا شایستگی یا عدم شایستگی آنان مشخص شود و سپس می میراند تا در روز قیامت دوباره آنها را زنده کند و به حساب اعمالشان رسیدگی نماید.
البته کم و بیش اختلاف نظرهایی در همین مقدار که گفتم بین ادیان وجود دارد اما جمع بندی بالا تعریف ساده ای از خدایی است که ما میشناسیم.
بسیارخوب...
ما این اطلاعات را از کجا داریم؟
آیا انسان خودش اینها را از خدا شنیده است؟
آیا خدا به معنای واقعی کلمه همان چیزی است که شنیده ایم و در اندیشه خودمان به آن پرداخته ایم و به زبان می آوریم؟
از کجا و بر اساس چه دلیلی تصور میکنیم آنچه در باور ما شکل گرفته در واقع همان است که وجود دارد؟
و سئوال بسیارجسورانه:
آیا اصلاً خدا وجود دارد؟!
این سئوالات تازگی ندارد.بشر بارها به این موضوع فکر کرده و برایش پاسخ هایی دارد.گاهی اوقات این پاسخ ها بسیار ابتدایی و حتی پر از اشکال است.
همه ی تلاش بشر در طول تاریخ برای فهم خدا و پاسخگویی به چنین سئوالاتی ارزشمند است. حتی اگر بسیار غلط و خرافی باشد.آنها در جستجوی کشف مهمی بودند.به سهم خودشان و به قدر دانایی و آگاهی شان اقدام کردند.

۰۳ اسفند ۰۰ ، ۱۶:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اعتبار دین

دین اعتبارش را از کجا میگیرد؟
اساساً چه عاملی باعث میشود تا انسان ها بپذیرند شخصی که ادعا میکند با جهانی فراسوی این عالم در ارتباط است درست می گوید؟
این اطمینان و یقین یا به بیانی صحیح تر، این "ایمان" چگونه و از کجا ناشی میشود؟
اعتبار گوینده
بله،اعتباری است که افراد به گوینده (مدّعی)این ادعا دارند و ابتدا خود او را باور میکنند و سپس ادعای او را.
البته در حوزه اعتقادی(دینی) قضیه به گونه ای دیگر نیز قابل بررسی است.
آنهایی که به مدّعیان یک ارتباط ماورایی ایمان می آورند نشانه هایی برای صحّت اثبات این ادعا را از مدّعی مطالبه و درخواست میکنند.در واقع مدّعی باید پیروان خود را قانع کند که چنین ارتباطی وجود دارد.
نشانه ای که برای اثبات این ادعا آشکار میشود "معجزه" نام دارد.
معجزه دلیل و سندی است بر اینکه این ارتباط کاملا واقعی وجود دارد.معجزه کاری است که انجامش فقط از عهده شخص مدّعی بر می آید و بقیه نمیتوانند انجامش بدهند زیرا او به کمک نیروی های غیبی که فقط و فقط در اختیار خداوند است این کار را انجام میدهد و در شرایط عادی حتی خود آن شخص نیز نمیتواند چنین کاری را تکرار کند مگر اینکه مجوز اجرای آن مجدداً از سوی خداوند برای او صادر شود.
آیا واقعا معجزه ای اتفاق افتاده است؟آیا سند و دلیلی برای اثبات چنین امور خارق العاده ای وجود دارد؟

۲۶ بهمن ۰۰ ، ۱۷:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ادیان ابراهیمی

بخشی از محتوای وبلاگ در خصوص "دین و مسایل دینی"خواهد بود و بطور مشخص از اسلام و قرآن سخن به میان خواهد آمد.
در مطالب گذشته اشاره به ادیان توحیدی شاخه "ابراهیمی" کردم و اسلام جزو همین شاخه است و در زمره ادیان ابراهیمی قرار میگیرد.
دیگر ادیان ابراهیمی عبارتند از "یهود و مسیحیت".

چرا این ادیان(یهودی،مسیحیت،اسلام)به نام "ابراهیمی" شناخته میشود؟
سه دین یاد شده "ابراهیم" را جدّ مشترک خود میدانند.یهودیان ایشان را جدّ قوم بنی اسرائیل دانسته و مسیحیان نیز خود را از امتی میدانند که در عهد و پیمان با ابراهیم شریک هستند.مسلمانان وی را از طریق فرزندش "اسماعیل" جدّ اعراب و همچنین رسول اسلام عنوان میکنند.
هر سه دین مشترکاتی در مباحث توحید ،معاد،نبوت و تعالیم دینی دارند.
گزینه انتخابی من برای پرداختن با مباحث مربوط به فلسفه زندگی و تعالیم مربوطه بیشتر از اسلام و منحصراً از قرآن خواهد بود.
البته در جای خود نوع نگاه به قرآن و بهره مندی از این کتاب را در بخش های مربوط به فلسفه زیستن مطرح خواهم نمود.

۱۲ بهمن ۰۰ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشا دین

اینکه منشا دین چیست مورد بحث و مجادله فراوانی بوده و همچنان نیز هست.بررسی نگاه دینداران و دین مداران(بطور مشخص ادیان شاخه ابراهیمی) ساده است.این طایفه معتقدند دین برنامه ایست که خداوند برای هدایت و راهنمایی انسان از طریق انسان های برگزیده خودش فرستاده است.این برنامه در واقع همان فلسفه چگونه زیستن است که عمل به آن باعث میشود سعادت دنیوی و اخروی انسان تامین شود.

با این توضیحات منشاء دین از نگاه دینداران و دین مداران بیرون از جهان طبیعت است.جایی که تمام هستی و شئونات مربوط به آن در آنجا شکل گرفته و تدبیر میشود.
اما نظرات دیگری هم وجود دارد که با دیدگاه دین باوران متفاوت است.بطور خلاصه به چند مورد که نمود بیشتری دارد اشاره میکنم:
1-جهل انسان اولیه در فهم و درک و تفسیر عوامل طبیعی
2-ترس انسان اولیه از نیروهای طبیعت و گرایش و میل به پناه بردن به نیروی قوی تر
3-استفاده ابزاری از پیامی فرازمینی برای توجیه استثمار افراد توسط قدرت طلبان
به عبارتی ،بشر خودش خدا را آفریده تا بتواند با نسبت دادن برخی فرامین و دستورات توجیهی برای تایید و آرامش خود یا سوءاستفاده از نیروی دیگران در تامین خواسته های خودش بعنوان امری فرازمینی باشد.
اعتقاد یا عدم اعتقاد به خداوند در شکل گیری برخی مناسبات فردی و اجتماعی و همچنین صدور قوانین تاثیر مستقیم و بسزایی دارد.
چنانکه گفتیم فلسفه زیستن (چگونه زیستن) در درون این اعتقادات بیرون می آید که موضوعات و گزینه های مشترک بسیاری هم بین آنان برقرار است.
لازم است در نظر داشته باشیم که زندگی انسان در قرون قبل از پیچیدگی های امروزی برخوردار نبود تا لازم باشد ظرافتهای جزء به جزء مناسبتها و قوانین با گستردگی بیشتری تببین،تفسیر و روشن شود اما گزاره های یکسان همواره در میان جامعه بشری به رغم اختلاف زمانی و حتی تفاوت اعتقادی،سنتهای اجتماعی فرهنگی وجود داشته است.
آیا این گزاره های مشترک میتواند وحدت بخش دو فلسفه زیستی دینی با غیر دینی باشد؟
بله
موضوع محوری هر دو فلسفه موجودی به نام انسان و تعاملات فی مابین  و همچنین تعامل انسان و جامعه انسانی با جهان اطراف خودش است.

۲۸ دی ۰۰ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت در منشاء فلسفه زیستن

آیا تفاوت در منشاء فلسفه زیستن تاثیری در کیفیت و نتیجه چگونه زیستن دارد یا خیر؟
پاسخ شخصی من اینست:
خیر

آیا من مجاز هستم اینقدر صریح و روشن به این سئوال چنین پاسخی بدهم؟
بله
چون این خود من هستیم که انتخاب میکنم چگونه و با چه کیفیتی و اساساً چرا زندگی کنم.
البته معتقدین متعصب به فلسفه زیست دینی احتمالا با یکسان دانستن کیفیت و نتیجه این دو فلسفه دچار دلخوری و حتی واکنش بشوند ( و میشوند)و قطعاً مباحث مربوط به هدف از خلقت و آفرینش جهان و انسان را توسط خداوند مطرح میکنند و نتیجه حرفشان این خواهد بود که انسان باید با عمل به تعالیم الهی (دینی) خودش را آماده حیات اخروی کند و اگرعملی نیت الهی نداشته باشد و کسب رضایت الهی و اخلاص در آن نباشد آن عمل فاقد ارزش و پاداش بوده و در تامین زندگی اخروی انسان تاثیری ندارد.
اما مساله اینست که چه فلسفه زیست دینی و چه غیر دینی برای تنظیم یک رابطه درست و متوازن در زندگی فردی و اجتماعی این دنیاست.فلسفه ای که بتواند به تحقق آرمان ها و ارزشها و فضیلتهای انسانی کمک کند.از او موجودی خوب در تحصیل منزلت انسانی بسازد.

با این وصف چرا ماباید تصور کنیم که خداوند از این فعالیت و اقدام انسان ناخشنود بشود؟
یا برای این فعالیت و اقدام انسان پاداشی در نظر نگیرد؟
صرفاً برای اینکه انسان با تکیه بر عقل و شعور خود به چنین اعتقادی رسیده و روی این فلسفه خود منبع و منشا و یا توصیف آسمانی و الهی نگذاشته است؟

بعید میدانم خداوند اینقدر خسیس باشد که از اختصاص پاداش به چنین عملکرد مثبت و با ارزشی خودداری کند.
با خدایی که میشناسم ( که بخشی از این شناخت و معرفت محصول همان دین است)نه تنها این بخل ورزی را در حق انسان انجام نمیدهد بلکه بخاطر این سعی و تلاش و درایتی که انسان انجام داده است تا فرد و اجتماع سالم تری بسازد تا دنیای بهتری برای زیستن بوجود بیاورد بدون تردید پاداش فراوانی به او میبخشد.
من نمیخواهم با گفتن یکسان بودن نتایج دنیوی این دو فلسفه زیستی به حساسیتهای مربوطه دامن بزنم اما نمیتوانم قبول کنم آنچه متعصبین دینی در این مورد خواهند گفت دقیقا همان نظر خداست.

۰۷ دی ۰۰ ، ۱۸:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰