اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عقلانیت» ثبت شده است

خدا،ادراک انسان گونه

خدا ، اسم یا عنوانی است که در اغلب مکاتب معنوی و همچنین ادیان توحیدی از آن یاد میشود.
اهمیت وجودی این اسم یا عنوان در مکاتب مذکور از آن جهت است که همه نیّات و گفتار و کردار انسانی باید برای کسب رضایت او و در مسیر تسلیم و اخلاص باشد.
در موضوع "فلسفه زیست دینی" به این قضیه اشاراتی شد و در بحث ادیان توحیدی و بویژه ابراهیمی هم این قضیه بسیار پررنگ است.
سئوال "خدا کیست یا خدا چیست؟" هنوز هم اذهان بشری را به خود مشغول داشته زیرا جز در قالب تعبّد و ایمان شاید نتوان پاسخی یقینی و قانع کننده به این سئوال داد.
البته هر کدام از مکاتب معنوی و ادیان سعی کرده اند توضیحی بعنوان دلیل برای اثبات خدا ارائه دهند که غالباً فقط برای پیروان آنان قابل پذیرش بوده و البته در میان آنها هم باورها متنوع است.
اما نکته مشترک غالب این مکاتب و یا ادیان ابراهیمی در معرفی خدا ، تصویری "انسان گونه و انسان واره " از اوست.
خدایی که می بیند ، میشنود،می گوید،خشم میگیرد،رضایت میدهد،میبخشد،خشنود میشود و .. موارد متعددی دیگر.
البته این عجیب نیست چون همه این شناخت و توضیح که اصطلاحاً "معرفت" نامیده میشود از "ذهن انسان"،انسان "متفکر" خارج میشود و بناچار از همین دریچه عبور میکند و سیمایی با صفاتی همچون خودش (انسان) را در وجود خدا تصور میکند.یک نوع افراطی از شناخت به خدا هم وجود که محصول "عشق" است.
اما اینها کمکی به فهم و حل موضوع نمیکند.این برداشت شخصی من نیست بلکه با اندک جستجو و کنکاشی در منابع همان شناخت دهندگان شاهد هستیم اقرار و به نوعی اعتراف میکنند که "او فراتر از ادراک ماست و اندیشه ما به او راه ندارد" و این سخن درستی است.
حقیقتا عقول بشری نمیتوانند چنین چیزی را درک کنند.عشق هم هیچ کمکی نمیکند هیچ بلکه اوضاع را بدتر میکند !
انسان از چیزی صحبت میکند که هیچ تصوری از او ندارد نه در شکل و شمایل،نه در صوت و لحن و نه احساسی مثل اثر نسیم صبحگاهی روی پوست صورت یا بدنش !
اما بسیاری به این باور و یقین ایمان رسیده ند که "او" هست.
من هم میگویم که "او" هست.
اساساً چه ما قبول کنیم یا نکنیم "او" هست ! و باز هم اساساً همه این راهها برای اثبات وجود و حضور او چه با "عقل" چه با "عشق" فقط و فقط یک "شرح تمنّای آرامش بخش" است نه بیانگر ماهیّت وجود و حضور او به همان دلیل که در بالا عرض کردم.
او هست و تمام !
هر کسی هم به خدا میپردازد از منظر شخصی خودش با وام گرفتن از برخی پیش دریافتها و ابزارهای حسّی و ادراکی خودش به شناخت و شرح و بیان این شناخت میپردازد که ابداً و اصلاً هیچ ربطی به حقیقت و واقعیت خدا ندارد...
باز هم تکرار میکنم :

"او" هست و تمام !
چه بخواهیم چه نخواهیم ...

۰۹ فروردين ۰۱ ، ۱۶:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت در منشاء فلسفه زیستن

آیا تفاوت در منشاء فلسفه زیستن تاثیری در کیفیت و نتیجه چگونه زیستن دارد یا خیر؟
پاسخ شخصی من اینست:
خیر

آیا من مجاز هستم اینقدر صریح و روشن به این سئوال چنین پاسخی بدهم؟
بله
چون این خود من هستیم که انتخاب میکنم چگونه و با چه کیفیتی و اساساً چرا زندگی کنم.
البته معتقدین متعصب به فلسفه زیست دینی احتمالا با یکسان دانستن کیفیت و نتیجه این دو فلسفه دچار دلخوری و حتی واکنش بشوند ( و میشوند)و قطعاً مباحث مربوط به هدف از خلقت و آفرینش جهان و انسان را توسط خداوند مطرح میکنند و نتیجه حرفشان این خواهد بود که انسان باید با عمل به تعالیم الهی (دینی) خودش را آماده حیات اخروی کند و اگرعملی نیت الهی نداشته باشد و کسب رضایت الهی و اخلاص در آن نباشد آن عمل فاقد ارزش و پاداش بوده و در تامین زندگی اخروی انسان تاثیری ندارد.
اما مساله اینست که چه فلسفه زیست دینی و چه غیر دینی برای تنظیم یک رابطه درست و متوازن در زندگی فردی و اجتماعی این دنیاست.فلسفه ای که بتواند به تحقق آرمان ها و ارزشها و فضیلتهای انسانی کمک کند.از او موجودی خوب در تحصیل منزلت انسانی بسازد.

با این وصف چرا ماباید تصور کنیم که خداوند از این فعالیت و اقدام انسان ناخشنود بشود؟
یا برای این فعالیت و اقدام انسان پاداشی در نظر نگیرد؟
صرفاً برای اینکه انسان با تکیه بر عقل و شعور خود به چنین اعتقادی رسیده و روی این فلسفه خود منبع و منشا و یا توصیف آسمانی و الهی نگذاشته است؟

بعید میدانم خداوند اینقدر خسیس باشد که از اختصاص پاداش به چنین عملکرد مثبت و با ارزشی خودداری کند.
با خدایی که میشناسم ( که بخشی از این شناخت و معرفت محصول همان دین است)نه تنها این بخل ورزی را در حق انسان انجام نمیدهد بلکه بخاطر این سعی و تلاش و درایتی که انسان انجام داده است تا فرد و اجتماع سالم تری بسازد تا دنیای بهتری برای زیستن بوجود بیاورد بدون تردید پاداش فراوانی به او میبخشد.
من نمیخواهم با گفتن یکسان بودن نتایج دنیوی این دو فلسفه زیستی به حساسیتهای مربوطه دامن بزنم اما نمیتوانم قبول کنم آنچه متعصبین دینی در این مورد خواهند گفت دقیقا همان نظر خداست.

۰۷ دی ۰۰ ، ۱۸:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ارزش های مشترک

در فلسفه زیست دینی و غیر دینی به سرفصلها و نکات مشترکی میرسیم و این نکته ی جالب ماجراست.

یعنی انسانی که فلسفه زیست الهی دارد و انسانی که فلسفه زیست مبتنی بر تلاش عقلانی را برگزیده است در موضوع و محتوای فلسفه زیستن، دارای مشترکات متعددی هستند.
صداقت،عدالت،نوعدوستی،ایثار در هردوی آنها جزو ارزشهاست.
دروغگویی،خیانت،دزدی،تجاوز،ظلم از صفات ناپسند محسوب میشوند.
البته موارد فوق بعنوان نمونه ذکر شد وگرنه میتوان با پرداختن به جزئیات به نمونه های بیشتری رسید.
جالب تر اینکه در این کنکاش و جستجو ما میتوانیم به این واقعیت برسیم که پرداختن به همین موضوعات و مسایل میتواند به ارتقای کیفیت زندگی فردی و اجتماعی ما کمک کند بدون آنکه بخواهیم چیز جدیدی به آنها اضافه کنیم و تنها کافی است یک پردازش و شرحی بر نحوه اجرایی کردن آنها صورت بگیرد.
پس تفاوت این دو فلسفه در چیست؟
در منشاء و آغاز این دو فلسفه !
آیا این تفاوت در منشاء تاثیری در کیفیت و نتیجه کار دارد؟

۳۰ آذر ۰۰ ، ۲۲:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فلسفه زیست غیر دینی

به سختی میتوان گفت کسی دینی ندارد.به اعتبار معنی دین یعنی "روش" همه و همه آدمها "دین" دارند چون بالاخره به یک آئین و روشی عمل میکنند.مگر اینکه دین را بصورت انحصاری یک پیام از آسمان یا فراسوی زمین بدانیم.

چنانکه گفتیم در تاریخ جامعه بشری دغدغه "چگونه زیستن" مطرح بوده و آثار مکتوبی که امروز در دسترس ماست گواه خوبی بر این مدعاست.
بخش عمده ای از این آثار بیانگر تلاش عقلانی و نگرش خردمندانه انسان به زندگی و کیفیت زندگی است.
اینکه میگوییم تلاش عقلانی در واقع اشاره به این واقعیت است که این افراد سعی کرده اند خارج از نگاه انحصاری دینی به قضیه حیات بشری و چگونه زیستن بپردازند.
یعنی چه نگاه انحصاری دین؟مگر دین نگاه انحصاری دارد؟
چنانکه گفته شد رهبران و پیروان دینی تعالیم خود را از طرف خدا و به عبارتی از فراسوی زمین میدانند و جای هیچگونه چون و چرایی برای این باور باقی نمیگذارند.
اما در نگاه این دسته از انسانها که با موضوع عقلانی به قضیه چگونه زیستن توجه دارند چندان مساله آسمانی بودن و الهی بودن و حتی برای کسب سرنوشت در جهان بعدی و همچنین تحصیل رضایت الهی و برخورداری از ثواب اهمیت نداشته و ندارد.
این دسته از افراد که نام فیلسوف و حکیم را میتوان بر آنها نهاد فارغ از اینکه انسان از کجا آمده است و به کجا میرود با درک نیازها و ضرورتهای یک زندگی فردی و اجتماعی خوب،شایسته و مناسب در شان و منزلت انسان، سعی کرده و میکنند راهکارهایی را برای هرچه بهتر و غنی تر کردن دوران محدود حیات و زندگی در همین زمین داشته باشند.
آنچه برای این افراد مهم بنظر میرسد "کیفیت" زندگی انسان است.بر اساس این نیاز،آنان به بررسی مشخصات و ضروریات یک زندگی خوب پرداخته یا میپردازند.بر اساس آنچه که هرکدام "مهم "تشخیص داده یا میدهند به ارایه نکاتی برای دستیابی به این امور مهم و ضروری اقدام میکنند که "فلسفه زیستن" در این جهان را روشن و تعریف میکند.
خروجی این فلسفه، زاویه دید و چشم اندازی است که طراح یا طراحان این فلسفه از آن منظر به جهان و زندگی کردن در این جهان نگریسته اند.تفاوتهای فلسفه زندگی بر میگردد به همین زوایه نگرش فیلسوفان به چگونه زیست.

۱۶ آذر ۰۰ ، ۲۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معرفی مریدنور

"مریدنور" عنوانی آزاد و عمومی است برای هر کسی که پوینده راه و در طریقت دانایی و آگاهی است.
نه یک مکتب است و نه یک فرقه و نه حتی لقب و عنوان سلوکی!

پیشنهاد میکنم قبل از پرداختن به محتوای وبلاگ بخش درباره مریدنور را بخوانید.

۰۱ مهر ۰۰ ، ۱۹:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰