اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیلسوف» ثبت شده است

او هست و تمام

آیا همه چیز به همین سادگی است؟ "او" هست و تمام؟
این بخشی از سرشت انسانی ماست که قضایا را به همان سادگی که هستند قبول نکنیم و تمام جذابیت قضیه نیز همین نکته است.
از چه نظر؟
اگر قرار بود همه چیز به همان سادگی که هست مورد پذیرش قرار بگیرد دیگر جایی برای این همه حرف و حدیث در حوزه علوم انسانی نبود !
"خدا" نیز از آن دست موضوعات است که انسان دلش میخواهد تا میتواند جولان بدهد و انتزاعات فکری خودش را در سطوح مختلف احساس و ادراک به ظهور برساند و آخرش هم هیچ ...
چرا می گویم "او" هست و تمام؟
باور کردن چیزی که میخواهم بگویم آسان نیست ولی قطعاً " بی خدایان و خداناباوران" کار را برای خودشان خیلی راحت کرده اند.آنها می گویند :
خدا نیست یا به خدا باور نداریم
حقیقتا زیباست... !
آنها وجود خدا را برای انکارش بعنوان "پیش فرض" قبول کرده اند.دوباره دقت کنید:
خدا نیست یا وجود ندارد
"پیش فرض" وجود یا قبول وجود یک خدایی که آنها انکارش میکنند در متن استدلال وجود دارد.
آنها کار را برای خودشان راحت کردند و دغدغه پرداختن به خدایی که به زعم و سعی آنها قابل شناخت و حتی تصوّر نیست از روی شانه اشان برداشته اند و همه چیز را خلاصه کرده اند روی دستاوردهای "علم".من به آنان تبریک میگویم که خط سیر فکری و جهتشان را با بریدن از شناخت به خدا مشخص کرده اند...دمشان هم گرم !
اما چرا "او" هست و تمام؟
اجازه بدهید اول این نکته را متذکر بشوم که همه استدلالها و برهان های فلسفی و کلامی در اثبات خداوند مردود است( اللّهمُ ارحَمنی عَبدکَ الضّعیف!).فلاسفه و متکلمین از قدیم تا امروز خیلی زحمت کشیده اند در این راستا ، با احترام به شخص و شخصیت والایشان اما استثنائاً در این مورد جسارتاً عرض میکنم خیلی خیلی دچار اشتباه شده اند...عرفان و طریقت شهود هم بدتر (یا رَفیق مَن لارَفیق لَه!)
شمایی که این متن را در کامپیوتر و مانیتور و یا همان گوشی در دستتان می خوانید...این چیزی که دارید حسش میکنید یا امواجی که از یک فرستنده و توسط یک گیرنده ،فرصت مطالعه این مطلب را برای شما فراهم کرده است قطعاً شما را به فکر فرو میبرد که چطوری این بستر فراهم شده است؟چگونه ساخته شده است؟توسط چه کسی؟
حتی سیر تکاملی آن هم میتواند اندیشه شمارا بشدّت به خودش مشغول کند.
اصلا و ابداً فکر هم نمیکنید که همه اینها(کامپیوتر،مانیتور،کیبورد،ماوس،تلفن،موبایل و...نتیجه یک اتفاق طبیعی بعد از انفجاری عظیم باشد که در نتیجه تکامل و فرگشت با جهش های اتفاقی و نامنظم باشد!
راه دورتری نرویم و عظمت این جهان و قوانین حاکم بر آن و خلقت را با همین رویکرد ساده بررسی کنیم.
"او" هست.اسمش را هرچه میخواهید بگذاریم.حتی میتوانیم او را در چیزی مشاهده و نمایان کنیم.حتی او را متنوّع و متکثّر بدانیم.
هیچ اشکالی و ایرادی ندارد.فعلاً در جستجوی اِشکال یابی و نقد این نوع نگاه نباشیم.
مساله یک چیز دیگر است:
"او" هست
و ما انسانها به مقدار درک و شناختی که خودمان از آن ناشناخته و نادیده و غیرقابل دسترس و حتی غیرقابلِ ادراک داریم او را معرفی میکنیم و تردیدی نیست در این مورد دچار خطای توصیفی در معرفت به آن شده باشیم ولی :
"او" هست !

۱۶ فروردين ۰۱ ، ۱۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فیلسوف وحشی

جنگلهای انبوه ،علفزارهای وسیع ، کوهستانهای وحشی ...
هرکدام از اینها در کنار رویدادهای طبیعی (رعد و برق،طوفان،زلزله،آتشفشان و...) میتوانست برای بشر اولیه زمینه یک توجه خلسه مانند باشد.
انگیزه ای برای اینکه به مغز نه چندان پیچیده خودش فشار بیاورد و بتواند فکر کند.
ما نمیدانیم کِی و کجا و در چه موقعیتی و چه کسی برای اولین بار متحیر و کنجکاوانه به دنیای اطرافش نگریست و توانست در ذهن خودش این دوکلمه را حک کند:
چرا و چگونه؟
همین دو کلمه توانست انقلابی بزرگ در زندگی بشر ایجاد کند.انسان توانایی اندیشیدن پیدا کرد!
من نام آن انسان را فیلسوف وحشی میگذارم.البته این نام را از تحقیقات دو دانشمند بزرگ بنامهای "تایلور" و "فریزر" وام گرفته ام.
این فرایند میتوانست فصل جدیدی در تاریخ حیات بشری باشد.اینجا دیگر پای ترس در میان نبود و حتی جهل.اگرچه جهل یا نادانی محرکی قوی برای رسیدن به علت یا همان آگاهی از چرایی و چگونگی ماجرا محسوب شودکه بشر اولیه در جستجوی آن بود.
با این حال دیگر ترسی بازدارنده برای اینسان متفکر وجود نداشت بلکه انگیزه آگاهی به او شجاعت کافی داد تا در کشف راز پدیده های اطرافش گام بردارد.
چنانکه گفتم در آغاز بسیاری از همان کشفیات که باعث شد بشر دست به تدوین یک فلسفه زندگی بزند امروزه مردود و محل اشکالات بسیاری است اما نفس تلاش بشر در آن دوران بسیار ارزشمند بود.
او از لاک ترس و جهل خارج شد و عرض اندام کرد و خودی نشان داد.
جهان با موجودی متفاوت روبرو شد:
انسان خردمند
این همان چیزیی است که در داستان آفرینش به آن میرسیم.داستانی که در ادیان ابراهیمی نقطه آغاز برای انسان است و ما باز به همان موضوع اصلی میرسیم:
خدا

۲۴ اسفند ۰۰ ، ۲۱:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰