اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسیحیت» ثبت شده است

منشاء خدا آگاهی 2

"ترس و جهل" بعنوان دو گزینه برای گرایش انسان در توجه به خدا مطرح میشود.
بشر اولیه نسبت به اتفاقات و حوادث جهان "نادان" بود.بواسطه وجود میل به "حیات" (فرار از هر عنصر آسیب زننده) نسبت به این اتفاقات واکنشی در قالب "ترس" داشت.
ترکیب این جهل(نادانی) و ترس در او منجر به یک تفکر ابتدایی شد که حتما(یا احتمالا) موجود یا موجوداتی قوی تر و بزرگتر از او وجود دارند که میتوانند چنان کارهای وحشتناکی را انجام بدهند.
کارهایی مثل سیل،زلزله،طوفان،رعد و برق و ...
بشر اولیه که به مشاهدات خود متکی بود هیچ اثری از چنان موجود یا موجوداتی را در اطرافش نمی دید.فقط یک گزینه باقی می ماند:
او ناپیدا و مرموز است
آیا مغز بشر اولیه در آن دوران توانایی چنین کشف و استدلالی را داشت؟
چیزی که محرز است بشراولیه تلاشی برای دفع خطرات احتمالی این اتفاقات داشته است.این اقدامات را میتواند از شواهد تاریخی بدست آورد.ما میتوانیم این مورد را در ادیان ابراهیمی و به روایت تورات شاهد باشیم:
فرزندان آدم و حوّا یعنی هابیل و قابیل برای یهوه(خدای تورات) پیشکشی میبردند.چرا؟
آیا آنها سعی داشتند با چنین کاری یهوه را خشنود نگه دارند تا به ایشان آسیبی نرسد؟آنان را در پناه خود نگه دارد؟
برگردیم به موضوع اصلی:
حتی جهل و ترس انگیزه ای برای توجه بشر اولیه نسبت به موضوعی بنام "خدا" باشد، ادامه و استمرار این جریان فکریِ هرچند ابتدایی در طول تاریخ و شکل گرفتن فلسفه ای گسترده به نام "دین" که "خدا" محور آنست قابل اعتنا و توجه است.این فلسفه فکری به همان مقدار انحرافاتی که میتوان برایش شاهد مثال های متعددی ذکر کرد فرصت اصلاح و بازخوانی و بازسازی و معرفی نو و منسجم و دقیق تری را از زمان ظهورش تا به امروز داشته است.
سئوال:
آیا متکی بودن به قدمت و عمر تاریخی یک اندیشه میتواند دلیل موجهی بر درست بودن آن باشد؟آیا چون یک جرقه فکری منجر به ظهور عنوانی برای پرداختن به آن شده و فلسفه مفصلی برایش شکل گرفته،توجیه موجهی برای درست بودن آن است؟حتی اگر دلایلی بر غلط بودن این جرقه فکری و فلسفه مترتب بر آن قابل عرضه باشد؟
به عبارتی دیگر:
آیا "جهل و ترس" دلیل موجهی برای پی ریزی یک فلسفه دینی و معنوی میتواند باشد؟

۱۰ اسفند ۰۰ ، ۱۵:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منشاء خدا آگاهی 1

وقتی از معجزه صحبت کردم اشاره به اذن یا اجازه ونیروی غیبی که از سوی خدا صادر میشود نیز داشتم.لازم است قبل از پاسخ دادن به این سئوال که آیا معجزه واقعیت دارد و اینکه معجزه ای اتفاق افتاده است، ابتدا از خدا صحبت کنم.
اگر شما خواننده محترم پیرو یکی از ادیان ابرهیمی(یهودی،مسیحی،مسلمان) باشید تا حدود بسیار زیادی با واژه خدا و ویژگیهای او میتوانیم اشتراک نظر داشته باشیم.
خدا برای ما وجودی(موجودی) با صفاتی همچون:
آگاه،شنوا،بینا،توانا،مهربان،بخشنده،انتقام گیرنده ...
معرفی و شناخته میشود.او جهان را آفریده است.انسان را نیز خلق کرده است تا جانشینی شایسته روی زمین باشد.
او انسان را امتحان میکند تا شایستگی یا عدم شایستگی آنان مشخص شود و سپس می میراند تا در روز قیامت دوباره آنها را زنده کند و به حساب اعمالشان رسیدگی نماید.
البته کم و بیش اختلاف نظرهایی در همین مقدار که گفتم بین ادیان وجود دارد اما جمع بندی بالا تعریف ساده ای از خدایی است که ما میشناسیم.
بسیارخوب...
ما این اطلاعات را از کجا داریم؟
آیا انسان خودش اینها را از خدا شنیده است؟
آیا خدا به معنای واقعی کلمه همان چیزی است که شنیده ایم و در اندیشه خودمان به آن پرداخته ایم و به زبان می آوریم؟
از کجا و بر اساس چه دلیلی تصور میکنیم آنچه در باور ما شکل گرفته در واقع همان است که وجود دارد؟
و سئوال بسیارجسورانه:
آیا اصلاً خدا وجود دارد؟!
این سئوالات تازگی ندارد.بشر بارها به این موضوع فکر کرده و برایش پاسخ هایی دارد.گاهی اوقات این پاسخ ها بسیار ابتدایی و حتی پر از اشکال است.
همه ی تلاش بشر در طول تاریخ برای فهم خدا و پاسخگویی به چنین سئوالاتی ارزشمند است. حتی اگر بسیار غلط و خرافی باشد.آنها در جستجوی کشف مهمی بودند.به سهم خودشان و به قدر دانایی و آگاهی شان اقدام کردند.

۰۳ اسفند ۰۰ ، ۱۶:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰